0

گزارش تصویری از کنسرت ایهام بند

دی 11th, 1348
از نگاه سعیده رضاییان
0

گزارش تصویری از کنسرت سیروان خسروی

دی 11th, 1348
از نگاه سعیده رضاییان
0

اخرين فرياد هاي ماكان در سالن وزارت كشور

دی 11th, 1348
اخرين فرياد هاي ماكان در سالن وزارت كشور   ?ماكان در حالي كنسرت ...
0

گزارش تصویری کنسرت رضا بهرام

دی 11th, 1348
ز نگاه ارزو اسماعیلی  
0

گزارش تصویری کنسرت بهنام بانی

دی 11th, 1348
از نگاه سحر عباسی
0

"شیدایی" بابک جهانبخش "پریزاد " را به "دریا" رساند

دی 11th, 1348
بک استیج _ پرستو زمانی مفرد بابک جهانبخش کنسرت خود را با قطعه ای وای ...
0

سیروان خسروی و سوژه هایی که تکراری نیست.

دی 11th, 1348
سیروان خسروی و سوژه هايي كه تكراري نيست بك استيج – سالومه گلمکانی : ...
0

دیدار مجدد امپراطور با دوستدارانش در برج میلاد " اتفاق" افتاد

دی 11th, 1348
  بک استیج - امیر حسین عباسی : کنسرت مهدی یراحی ۲۵مرداد ...
0

"جنون" روزبه بمانی "بدون تاریخ بدون امضا" شد

دی 11th, 1348
  بک استیج- سالومه گلمکانی: درادامه کنسرت های روزبه بمانی این هنرمند ...
0

شاهکاره عالیجناب عشق باز هم در برج میلاد

دی 11th, 1348
  بک استیج _ پرستو زمانی مفرد : گروه پرطرفدار ایوان یک بار دیگر در ...
0

"خدانگهدار" ایهام همراه با "بغض "

دی 11th, 1348
  بک استیج - سالومه گلمکانی :گروه ايهام در ادامه ي اجرا هاي هيجان ...
0

دوره جدید آکادمی هزار صدا همزمان با عیدقربان برگزار شد

دی 11th, 1348
  بک استیج - امیر جسین عباسی :هزار صدا که اولین برنامه استعدادیابی ...
0

دیدار چارتار با هوادارانش در برج میلاد

دی 11th, 1348
بک استیج - سالومه گلمکانی : 16 مرداد ماه 1398 گروه پر ظرفدار چارتار ...
0

میلاد درخشانی در تالار وخدت خوش درخشید

دی 11th, 1348
بك استيج-ثنا دبستاني: ميلاد درخشاني پس از هفت ماه بار ديگر در تالار ...
×

هشدار

JUser: :_بارگذاری :نمی توان کاربر را با این شناسه بارگذاری کرد: 1016
JUser: :_بارگذاری :نمی توان کاربر را با این شناسه بارگذاری کرد: 42

 

 

کنسرت گروه کروم 19اسفند

     

بنیامین و رقم زدن شبی خاطره انگیر

09 بهمن 1394
نویسنده 

 کنسرت بنیامین بهادری در تاریخ ٨ بهمن ماه خاطره ساز شد 

عکس های ساقی بلیغ از این کنسرت + 

گزارش تصویری از کنسرت بنیامین بهادری در تهران 

پست الکترونیکی این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید

موارد مرتبط

  • با محسن رجب پور از علل فروپاشی آریان تا را ههای برون رفت از بن بست موسیقی
    توسط

    سالومه گلمکانی : وقتی نام محسن رجب پور در موسیقی می آید ناخوداگاه مدیریت در موسیقی برایتان تداعی می شود . مدیر ارکستر ملی ، مدیر ترانه شرقی ، مدیربرنامه گروه آریان ، مدیر برنامه بنیامین بهادری ، رییس اتحادیه موسیقی ، رییس کانون ناشران ، مشاور هنری وزیر بهداشت در زمینه موسیقی ، مشاور گردشگری مناطق آزاد در بخش فرهنگی هنری و .... وقتی این کارها را با کارهای بزرگ دیگرش نظیر اولین کسی که در ایران گروه موسیقی تاسیس کرد ، اولین کسی که کنسرت خارج از کشور برگزار کرد ، داشتن شعبات دیگر ترانه شرقی در کشورهای مختلف جمع می کنیم به یک انسان فرهیخته در فرهنگ می رسیم . محسن رجب پور از معدود تهیه کنندگانی است که اغلب کارهایی می کند که برایش توجیه اقتصادی ندارد نظیر برگزاری یک شب کنسرت بلند مدت برای بنیامین بهادری یا انتشار آلبوم اخیر هومن سزاوار ، این روزها هم سخت مشغول برطرف کردن ممنوعیت های کاری آرمین زارعی است تا بتواند سبک آرند بی و رپ را نیز وارد حیطه موسیقی مجاز کند و در این زمینه نیز اولین باشد همه ی اینها بهانه ای بود تا در یک عصر تابستانی مهمان دفتر محسن رجب پور باشیم و صمیمانه پای درد و دلهای این مدیر لایق و دلسوز موسیقی بنشینیم .... در ادامه شما را به خواندن این گفتگوی جنجالی و پرحاشیه دعوت می کنیم :

     

    گروه آریان چرا منحل شد ؟

    اگر بخواهیم ریشه ای به این موضوع بپردازیم القاح دو ، سه نفر از هنرمندترهای آریان بوده ، یه حس صمیمیت و همگمرایی و دوست داشتن بین بقیه گروه آریان باعث ایجاد و طول عمر گروه شده است ، درست از زمانی که آریانی ها حس کردند علاوه بر رقابت موسیقیایی باید رقابت تکنیکی هم با سایر هنرمندان و سایر گروه های هم صنفشان داشته باشند از آن هدف اصلیشان دور شدند ، جدای از آن سن سال آنها نیز به مرور بالاتر می آمد ؛ موضوعات کاری ، موضوعات آینده ، مسائل زندگی نگاهشان را به سمت مسائل مالی نیز تیز تر کرد تا نگاه دوستانه دور کند و از فضای دوستانه دور کند ؛ گروه آریان در طول عمر فعالیتش به غیر از ، سه سال اخیر رسماً دوستانه اداره می شد ، یعنی سوای همکاری ما ، درون گروهی نیز به صورت دوستانه اداره می شد . گذشت نقش اساسی را بازی می کرد ، ما بالشت وسط آریانی ها بودیم اگر یکی از یک ناراحت می شد محکم به ما می خورد و خیلی نرم به طرف مقابل برخورد می کرد . ما در تمام این دوره ها طوری تلاش کردیم که آریان پا برجا بماند . منتها یک جایی دو عامل باعث عدم ماندگاری آریان شد . یکی از علتهای اولیه اش تصمیم گیری ها در دولت دهم بود زیرا به یکباره یک تنگ نظری افراطی را در حوزۀ هنر خصوصا موسیقی ایجاد کردند و باعث شد آریانی ها آلبم پنجمشان مجوز نگیرد و این دلسردی از عدم صدور مجوز و رد شدن یکباره و کلیه تمام قطعات و سبک و سیاق و اسم رسم گروه آریان دلسردی عجیبی به گروه تزریق کرد و آنهایی که مترصد رفتن بودند انگیزه ی بیشتری یافتند ، همین باعث شد، نینف امیر خاص از ایران رفت ، سحر کاشمری از ایران رفت امیر حسین مستعد هم که خیلی وقت بود رفته بود اما علی پهلوان که از ایران رفت ستون اصلی آریان فرو ریخت . حالا شما عوامل حاشیه ای را هم بر آن اضافه کنید ، حالا دیگر آریانی ها خصوصا دو تا خواننده شان وقتی خود را با خواننده های دیگری که تازه آن دوره یعنی سالهای 85 تا 87 ظهور کرده بودند مقایسه می کردند میدییدند خودشان دو خواننده دارند و پول یک خواننده را می گیرند و چون آریان به صورت گروهی اداره می شد و دستمزدها بر اساس رفتار گروهی بود از کل مبلغی که به آریانی ها می رسید که همیشه بیشتر از دستمزد گروه های موازیشان بود عدد قابل توجهی به خواننده های گروه نمی رسید ، متناسب با آن ، عدد چند برابری به نوازندگان می رسید و در این حالت نوازندگان همیشه انگیزه بیشتری دارند تا خواننده ها ، به طور مثال آن سالها یک نوازنده ی گیتار گروه آریان 1 میلیون و سیصد و پنجاه هزار تومان می گرفت ، نوازنده ویلون گروه آریان دستمزدش حدود 1 میلیون و نیم بود در حالی که بهترین نوازنده ویلون با دستمزد 250 هزار تومان نوازندگی می کرد خوب مسلماً این همیشه برا نوازنده خیلی خوب است ، به طبع وقتی نوازنده ها دستمزدهای چند برابری می گیرند پولی که به خواننده می رسد یقیناً کمتر است حالا اینها که دو خواننده هم بودند ، پس در انتها رقم قابل توجهی نمی شد مثلاً اگر در آن زمان خواننده ای ده میلیون برای یک اجرا می گرفت هر کدام از خواننده های گروه آریان دستمزدشان 4 تا 4 و نیم میلیون می شد ، انگیزه کسری مالی هم در این حوزه می توانست فشار بیشتر به ایشان بیاورد و فرصت بهتری را برای رفتن به وجود بیاورد . رفتن علی پهلوان بزرگترین ضربه را به بدنه گروه آریان زد ، وی هم دیگر راهی نداشت هیچ افقی برای فعالیت در ایران پیش روی خودش نمی دید و تک پری های آقای صالحی که خودشان تک نفره آلبم بدهند ، خودشان تک نفره کارهای متفاوت بکنند و گاهاً از همان اول افسار گسیختگی هایی در حوزه ی فعالیت هنریشان داشتند مثلاً اینکه گروه آریان شعر و ملودی را از بطن خو به وجود می آوردند و آقای صالحی می گفتند این یک بیزینس است و باید شعر و ملودی را از کس دیگر بگیریم و این در شورای راهبردی گروه آریان جایی نداشت و این از همان اول یک شکافی را در گروه آریان درست کرده بود بنابراین همه ی این مسائل دست به دست هم دادند تا آریان دیگر فعالیت نکند .

    از سال 88 تا زمانی که آلبوم آریان 5 بیرون آمد پیام صالحی یک آلبوم مستقل منتشر کرد این چه صدمه ای به آریان زد ؟

    عرض کردم همان تک پری ها و انتشار آلبوم تکی از جانب آقای صالحی یکی از دلایل عدم فعالیت آریان بود

    پس ضعفی از جانب شرکت ترانه شرقی در مورد عدم فعالیت آریان نبوده ؟

    عدم ادامه دادن گروه آریان هیچ ربطی به ترانه شرقی ندارد و این اولین بار است که من دارم اینجا توضیح می دهم ، شائبه هایی که بعضی از اعضای گروه آریان به دروغ و افترا به ما زدند خصوصا اعضایی که اینجا ماندند به رهبری آقای پیام صالحی ، ریشه اش در این بود که علی پهلوان را دور بزنند و بدون حضور علی پهلوان با اضافه کردن یک خواننده ی دیگر آریان داشته باشند و این نمی شد ، بیش از 60 الی 65 درصد از آهنگ های گروه آریان برای علی پهلوان است ، این نمیشد ، علی رغم اینکه تمام این قطعات در انحصار ترانه شرقی هستند من نمی توانستم اجازه بدهم بدون اجازه خالق قطعاتی که با یک احساس خاص این قطعات را خلق کرده و خودش آنهارا خوانده را بدهم شخص دیگری بخواند را که علی پهلوان تهران نیست . من به خاطر اینکه این کار را انجام ندهم یک " نه " خیلی بزرگ به آقای صالحی گفتم این " نه " گفتن من به آقای صالحی باعث شد ایشان فکر کنند که از پله ی ما دیگر نمیتوانند بالا بروند ، ادامه ی فعالیت های فرد خودشان را در خراب کردن ترانه شرقی دیدند به خودشان یک جایی بیان کرده بودند آن زمان زورش به محبوبیت علی پهلوان نمی رسید ، بهترین راه برای ادامه فعالیت فردیشان این بود که همه ی تقصیرها را گردن ترانه شرقی بیندازند . با این حال من چندین بار این حرف را زدم اگر همه آریانی ها دور هم جمع شوند و بخواهند با هم فعالیت کنند ما ، مانع کارشان نخواهیم شد ولو اینکه بخواهند بدون ما کار کنند .

    الان امکان پیدایش یک آریان جدید با افراد جدید وجود ندارد ؟

    من چنین اجازه ای به خودم نمی دهم که یک قلب و مغز دیگری را بگذارم در کالبد آریان در صورتی که این حق قانونی من است .

    گویا شما گروه آریان را مثل فرزندتان دوست دارید !

    آریان دوران تگامل تجربه های زندگی من بود و من دوست ندارم به قول شما این بچه ای که دارم را قلب و مغز شخص دیگری را در آن قرار دهم ، دست و پا را می شود برایش قرض کرد اما قلب و مغز را نمی شود .

    مرحوم نیما وارسته عضو علی البدل گروه آریان بود ولی خیلی به ایشان بها داده نمی شد . چرا ؟

    بها مهم نبود ، به هر حال درست است که نیما دوست من بود ، نیما بسیار دلسوز بود و غلط گیر آریان و همینطور غلط گیر تمام آدمعای اطراف من بود ، با این همه ما نمی توانستیم به افرادی که اعضای اصلی گروه آریان نبودند همان بهایی را بدهیم که به اعضای اصلی می دهیم . ساناز کاشمری کوچکترین عضو گروه ریان بود و همان قدر احساس مالکیت در گروه آریان داشت که علی پهلوان داشت ولی آدمهایی که به قول شما عضو علی البدل یا ، به عنوان یار قرضی به آریان اضافه می شدند نمی توانستند به اندازه ی یکی از اعضای اصلی آریان مالکیت داشته باشند

    آن کنسرت باشگاه انقلاب گروه آریان که کنسل شد فکر می کنم یک ضربه ی خیلی بزرگ به آریان و ترانه شرقی زد ؟ من فکر می کنم هر کس دیگری بود نمی توانست سر پا بایستد !

    آن را حل کردیم ، چند وقت پیش داشتم محاسبه می کردم 25 / اردیبهشت / 1384 کنسرت تنیس کورت مجموعه انقلاب گروه آریان کنسل شد ، من بزرگترین ضرر مالی تاریخ زندگی ام را در آن روز در عرض 5 دقیقه کردم ، یعنی در عرض 5 دقیقه 200 میلیون تومان ضرر کردم ، اگر آن عدد را با تورم و معادل آنچه من فروختم و این ضرر را دادم محاسبه کنیم امروز حدود سه و نیم میلیارد تومان ضرر کردم آن هم فقط در 5 تا 10دقیقه . اما ما این ضرر را از آریانی ها دور کردیم با ترکیب آریان و کریس دِ برگ ، تولید آلبوم پنجم و انتشار قطعه ( آی لاو یو ) از آریان و کریس دِ برگ ضعف روحی خودمان ، آریانی ها و طرفداران آریان را کاور کردیم

    اما ضعف مالی اش را نتوانستید جبران کنید ؟

    ضعف مالی اش برای ترانه ی شرقی بوده ، آن اصلا ایرادی ندارد زندگی ، بیزینس و تجارت ، یک طرف سود و یک طرف ضرر است بدترین اتفاقی که افتاد آن دلمردگی بود که بعد از این اتفاق در گروه آریان رخ داد که ما با آوردن کریس دِ برگ و اجرای مشترک آن را حل کردیم و آن انگیزه را دوباره برگرداندیم ، عدم مجوز صدور آلبوم پنجم گروه آریان در زمان خودش یعنی زمانی که ما آلبوم را به ارشاد ارائه کردیم تیر خلاص را به بدنه ی آریان زد .

    الان اگر همه بچه های آریان دور هم جمع شوند و بخواهند کنسرتی را اجرا کنند ولی نخواهند با ترانه شرقی باشند شما این اجازه را می دهید ؟

    بله گفتم که اگر آریانی ها بدون ترانه شرقی دور هم جمع شوند و بخواهند کار کنند ما مانع فعالیتشان نمی شویم چون ما معتقدیم آریان یک کالبد نوستالوژی است در جامعه ی ما وسالهای سال هم خواهد بود ، ما بخش معنوی وجدانمان اجازه نمی دهد که بخواهیم به خاطر مسائل مالی ، یا مسائل قراردادی و یا مسائل حقوقی به خودمان این اجازه را بدهیم که جامعه را از یک نوستالوژی محروم کنیم .

    -بنیامین چطور ؟ چرا یک دفعه اینطور شد که بنیامین جدا شد ؟ آریان جدا شد ؟ و در واقع همه چیز بهم ریخت ؟

    بنیامین جدا نشد ، آریان هم ما در هفته با علی پهلوان و بقیه بچه های گروه در ارتباطیم ، ما در کل فقط با یک نفر از آریانی ها در ارتباط نیستیم .

    پیام صالحی ؟ ولی من شما را دیدم جلوی مسجد مراسم مرحوم نیما وارسته یک برخورد فوق العاده خوبی با پیام صالحی داشتید ؟

    این رفتار اخلاقی است ، من نمی توانم رفتار بد یک آدم را در مراسم ختم یک فرد دیگر که دویست تا پانصد نفر آدم غریبه وجود دارند جواب بدهم ؛ خود پیام صالحی هم از این رفتار متعجب بود . ایشان هم به طرق مختلف معذرت خواهی بعدی شان را از ما کرده چون می داند اشتباه کرده ، تمام حرفهایی که زده ، حرفهای محاسبه نشده و غیر اصولی بوده ، آقای پیام صالحی فکر می کرد با زیر پا گذاشتن ترانه شرقی می تواند جایگاه تکی و خوبی برای خودش پیدا کند ، بعد از انتشار آلبوم و اقبال عمومی متوجه اشتباهش شد و وقتی آلبوم دوم را منتشر می کرد فکر کرد قرار است اینبار اتفاق منحصر به فردی برایش بیفتد ، من گفته بودم پیام صالحی پس از این آلبوم از گفته هایش پشیمان می شود و شد .

    بنیامین چرا جدا شد ؟

    بنیامین جدا نشد ، قراردادش با ما تمام شده بود البته بنیامین قراردادش را با ما تمدید کرده بود البته نه به صورت مکتوب ، چون ما سالهای آخر کاریمان با بنیامین قراردادی نداشتیم ، البته قرارداد آلبوم سوم را داشتیم ولی جوری نبود که بخواهد زمان معینی داشته باشد . مشاوره هایی که آن زمان به بنیامین می دادند برای پیشرف در فعالیت های هنری اش با روشی که مد نظر ما بود همخوانی نداشت ، رفتار ما با بنیامین نشان دهنده ی مصالحه یک شرکت تهیه کننده موسیقی با خواننده است . ما با بنیامین بهادری در 15 دقیقه مسائلمان را حل و فصل کردیم و در 15 دقیقه به این نتیجه رسیدیم که دیگر با هم کار نکنیم ، قرارداد ما با بنیامین انحصاری بود ما و تصمیم گرفتیم آن انحصار برداشته شود و بنیامین بتواند با هر کس خواست کار کند البته دو سال بعد از اینکه ما با بنیامین کار نمی کردیم ، بنیامین هر جا می دید می تواند چه از لحاظ فکری چه به لحاظ کاری با ما همکاری کند خودش را از ما غریبه نمی دانست و با ما همکاری می کرد .

    خیلی ها دوست دارند همکاری شما و بنیامین از سر گرفته شود و دوران طلایی بنیامین تکرار شود ؟

    ما اعتقاد داریم که هنرمندانی که با ما کار می کنند نسبت به زمانی که با ما کار نمی کنند دو بخش مختلف دارند در اداره ی خودشان ، ما اعتقاد داریم که جایگاه اجتماعی و هنری متفاوتی را برای همکاران ترانه شرقی وجود دارد ، ما نمیتوانیم بگوییم بنیامین الان بهتر است یا بدتر از زمان همکاری اش با ماست اما می توانیم بگوییم هنرمندانی که با ترانه شرقی کار می کنند از جایگاه ویژه تری برخوردارند .

    ولی ما در حوزه هنری شاهد این بودیم آنچه بنیامین در این دو آلبوم اخیر منتشر کرد با آنچه در زمان همکاری اش با ترانه شرقی منتشر می کرد بسیار فضای متفاوتی دارد ؟

    نقطه اختلاف نظر ما همین بود ، جامعه می تواند قضاوت کند ، من بعید می دانم امروز بنیامین بهادری کنسرتی را اجرا کند و بیش از 3 / 2 آهنگ های دو آلبوم اولش را اجرا نکند ، دقیقاً من معتقدم فرق یک تهیه کننده در حوزه ی موسیقی همین است و بس . تعداد قطعاتی که در زمان همکاری ما با بنیامین تولید شده و منتشر نشده خیلی زیاد است و جالب اینکه این قطعات الان دارد منتشر می شود مثل فطعه ی افسونگر ( دختر آشوب ) ، خود بنیامین می داند که من آن قطعه را به زور از ان آلبوم بیرون آورردم ، واقعاً به زور در آوردم علی رغم تمایل شریک خودم ( آقای علمشاهی ) و علی رغم تمایل بنیامین به زور این قطعه را بیرون آوردم ، چرا که من معتقد بودم به وجود آودن یک سوپراستار مثل بنیامین بهادری با قطعه ای که کاملا شبیه قطعه ی فریدون است برای همیشه بنیامین را یک خواننده ی مقلد از فریدون معرفی می کند و جالب است به شما بگویم پس از آن فریدون می خواست خودش آن قطع را بخواند .

    شما خیلی کار انجام دادید که توجیه اقتصادی نداشته ؟ چرا ان کارها را کردید

    من یکی از دلایل موفقیتم در موسیقی این است که الویت اولم پول نیست و وقتی محاسبه می کنم به این فکر نمی کنم که چقدر پول در می آورم.

    شغل دوم هم دارید ؟

    شغل سوم هم دارم ، من فقط در موسیقی 4- 5 شغل دارم .

    می شود شغلهایتان را در موسیقی بگویید ؟

    مالک ترانه شرقی هستم ، رییس اتحادیه ی موسیقی هستم ، رییس کانون ناشران موسیقی هم هستم ، مشاور هنری وزارت بهداشت هستم در زمینه موسیقی ، مشاور گردشگری بعضی از منطق آزاد گردشگری هم هستم در بخش فرهنگ و هنر

    محسن رجب پور به تازگی برای هومن سزاوار آلبومش را منتشر کرده که برای نسل جدید یک خواننده ی جدید محسوب می شود و برای هم نسلان من هم دیگر کم و بیش هومن سزاوار را می شناسند ، خوب چرا این هزینه و نیرو را صرف یک استعداد جدید نکردید با توجه به اینکه تولید آلبوم هیچ توجیه اقتصادی ندارد ؟

    من هومن سزاوار را به طور اتفاقی در یک فروشگاه عرضه محصولات فرهنگی دیدم و متوجه شدم این آدم حالش خوب نیست نه که فقط حال هنری اش خوب نباشد بلکه حال روحی اش هم اصلا خوب نبود و فکر می کنید این به چه علت بود ؟ یا اینکه راه را بلد نبوده تا چطور برود که مسیرش به مقصد درست برسد ، یا کسانی که به وی راهنمایی دادند راهنماهای خوبی نبودند ، این تعریف نباشد این اولین باری نبود که همچین کاری را می کردم ، یک دوره ای هم مهدی مقدم در شرایط رحی مشابهی بود و کمکش کردم که آلبومش را منتشر کند . هومن سزاوار پسر بسیار خوبی است ، هنرمند بسیار قابلی هم هست ، آلبومی داشت که که گرفتن مجوز این آلبوم برایش مدتها بود که تبدیل به آرزو شده بود . من نیت کرده بودم که به هومن سزاوار انگیزه ببخشم ، هومن بعد از این آلبومقطعاتی دارد که توجیه هنری دارد و هم بعد از آن خودش برای خودش توجیه دارد ، هومن سزاوار را باید ابتدا از آن خود 4 -5 سال گذشته اش نجات داد بعد سوقش داد به سمت کار هنری ، هومن سزاوار را صرفا نباید با قطعاتی که امروز منتشر کرده قضاوت کرد .

    الان با هومن قرارداد بلند مدت دارید ؟

    خیر

    به طور کلی خواننده هایی که میاییند برای همکاری با ترانه شرقی قراردادهای بلند مدت باهاشون می بندید ؟

    ببینید ما به دو صورت در ترانه شرقی کار می کنیم . یکسری کسانی هستند که هنرمند هستند و جامعه میشناستشون که اصولا با آنها قرارداد نمی بندیم یا اگر قرار داد ببندیم یا زمان نداره یا انحصاری نیست ، ما هیچ کس را اجبار نمی کنیم با ما کار کند . دسته ی دوم کسانی هستند که از بین هزاران هزار اثر موسیقی که برای نظر دادن و کارشناسی به دفتر ترانه شرقی می رسد افرادی که ما خودمان احساس کنیم با پتانسیل هنری که از آنها دیدیم می توانیم از آنها سوپراستارهایی در جامعه معرفی کنیم ، با این افراد وارد مذاکره می شویم ، این افراد ، افرادی هستند که از نظر ما سوپر استارهای آینده هستند و با آنها قرار داد بلند مدت می بندیم در غیر این صورت با کسی قرارداد بلند مدت نمی بندیم .

    الان اگر یک استعدادخوب به ترانه شرقی و شما مراجعه کند با او وارد مذاکره می شوید و با او قرارداد می بندید ؟

    ما هر روز داریم همین کار را انجام می دهیم ، من همین الان که با شما حرف می زنم 6 تا هنرمند منحصر به فرد دارم . از ابتدای سال 95 شروع کردیم و مینی موم تا آخر سال 95 ، دو یا سه تای آنها به بار خواهد نشست .

    ولی خیلی ها آمدند که اسم هم نبودند و یک آلبوم با ترانه شرقی کار کردند و گاهاً هم ناراضی بودند نمی خواهم اسم از کسی ببرم ولی خیلی ها را به این شکل دیدم

    ببینید این آدمها جزء قاعده کارهای ما نیستند ، دو دسته آدم داریم یک دسته را ما کشف می کنیم یک دسته خودشان به ما مراجعه میکنند و معمولا به واسطه ی یک آشنا از ما می خواهند آلبومشان را منتشر کنیم و ما بنا به عوامل گوناگون آلبومشان را منتشر می کنیم

    این عواملی که می گویید پول هم جزء آن است ؟

    خیر ، ما افتخارمان این است که تا امروز در هنر موسیقی بخاطر منافع مالی و درامد مالی با هیچ شخصی وارد مذاکره نشدیم ، ولی خوب ما دوستان متعددی داریم ؛ آشناهای مختلفی در سراسر کشور داریم که با آنها رو دروایستی هم داریم ، از آقای شایسته تهیه کننده سینما تا مدیریت شرکت های بزرگی مثل ال جی و غیره که یک سری خواننده را به ما معرفی کردند و ما به دلیل دوستیمان با این افراد کار این هنرمندان را پخش کردیم ولی یک ریال هم از ایشان دریافت نکردیم ، می خواهم این را حتما بنویسید که ترانه شرقی جزء معدود شرکتهای تولید موسیقی است و شاید حتی تنها شرکتی هست که برای دریافت مجوز هیچ خواننده ای یک ریال هم دریافت نمی کند ، یعنی یا ما برای کسی مجوز نمی گیریم ولی اگر تنمان را به آب زدیم و برای کسی مجوز گرفتیم ریالی بابت دریافت مجوزش دریافت نمی کنیم در واقع شأن خودمان را نمی فروشیم ، اما یک سری هنرمند داریم که سوپر استارهایمان هستند و آنها را با هیچ چیز عوض نمی کنیم ، اینها قرار دادهای بلند مدت با ما دارند ، روی هر کدام کارهای جداگانه انجام می دهیم و هر کدام را به شیوه ای متفاوت معرفی می کنیم ، و برایمان جالب است که همکارانمان از شیوه های ما تز می گیرند و با آن روش جلو می روند ،

    یک چیز همیشه برای من سوال بود ! آلبوم اول بنیامین ظرف مدت 14 روز از زمان مجوز تا پخش طول کشید یعنی از زمانی که آهنگ خاطره ها منتشر و هیت شد تا بیرون آمدن آلبوم 85 فقط 14 روز طول کشید این کمی عجیب نیست ؟

    خیر - الان هم به همین صورت است

    خوب آن زمان من کاملا خاطرم هست که شما در تاریخ 26 /4 / 85 که برای بنیامین دیدار با هواداران گذاشته بودید به من گفتید بعد از انتشار این آلبوم سیل نامه های اعتراض آمیز بود که از نهادهای مختلف به ارشاد روان شده بود که چرا در دولت نهم باید به چنین آلبومی مجوز بدهند با توجه به این 14 روزه مجوز گرفتن کمی عجیب است !

    ببینید خدا رحمت کند نیما وارسته را اما قطعه ی خاطره ها ی بنیامین توسط دوستان نیما وارسته لو رفته بود ، اما آلبوم هم آماده بود ، مجوز شعرهایش را هم از قبل گرفته بودیم فقط مانده بود پروسه ی دریافت مجوز موسیقی که آن هم یک کار اداری چند روزه است ، انتشار هم که شما اگر بخواهید 500 هزار نسخه هم تولید و منتشر کنید در یک روز آماده می شود ، شما سریال هاینمایش خانگی را در نظر بگیرید متوجه میشوید که عدد زمانی عدد مشکل داری نبوده است

    ولی انتشار ناگهانی آلبوم یک شوک بزرگ به جامعه وارد کرد !

    بله ، پیدایش یا ظهور پدیده ای به نام بنیامین بهادری با عکس العمل منفی خیلی از آدمها حتی آدمهای همکار مواجه شد و دست داشتن برخی از آن افراد در کمیسیون مجلس آن زمان و دیگر نهادها فشار و هجمه عجیب و غریبی را به سمت وزارت ارشاد وقت وارد کرد و ما رفتیم به سمت اینکه اگر قرار باشد بنیامین بهادری را با همان شوت یا شات اول به جلو ببریم میتواند برای ما دردسرهای عجیب و غریبی داشته باشد .

    آن 3 سال سکوت برای همین بود ؟

    بله ، اصلا تصمیم گرفتیم به اصطلاح خود من روی بنیامین یک چادر بکشیم و یک گوشه نگهش داریم که دیگر بدتر از این نشود که این شاید بزرگترین ضربه را به بنیامین زد ، و گله ی خودش از من همیشه همین بوده ، اما من بهای بیامین بهادری را در این می دانستم و خودش به عنوان یک هنرمند اصلا از این وضعیت راضی نبود

    رفتارتان با هنرمندانی که سوپراستارهایتان هستند چگونه است ؟

    من در تمام دوره ی کاری ام بههنرمندانم می گویم نه ، میدانید چرا چون معتقدم اغلب هنرمندان در یک غار زندگی می کنند و همیشه خودشان را در یک هاله ی رویایی نور می بینند که این هاله نور اجازه نمیدهد آنها واقعیت را ببینند و یک مدیر موفق در حوزه هنر و ورزش کسی است که تصمیم گیری هایش فاقد آن هاله باشد من به هنرمندان وقتی میخواهند آلبوم تولید کنند می گویم از عارتان بیرون بیایید

    الان وضعیت موسیقی واقعا به بن بست خورده ؟

    به بن بست نخورده گوش شنیداری جامعه خراب شده ، من به تمام افرار بالای 12 سال و زیر 60 سال میگویم گوش اکتیو شنیداری جامعه که من با علل و دلایل مختلف مثل ی معادله ریاضی می توانم حلش کنم و براساس عملکرد حکمرانی در 50 سال گذشته ( هیچ ربطی هم به انقلاب و اینها ندارد ) یک بخش آن شاید مربوط به بعد از انقلاب باشد ولی بخش عمده آن مربو می شود به قبل از انقلاب و حتی آن بخش مربوط به بعد از انقلاب هم مربوط به استفاده نا به جا در قبل از انقلاب است که این گوش شنیداری جامعه ما را خسته و فرتوت کرده این خستگی و فرسودگی نتیجه اش بی اعتمادی مردم به موسیقی است که شما می گویید بن بست ما می گوییم بی اعتمادی ، یادتان باشد که از لا به ای همین موسیقی چارتار بیرون می آید ، از لا به لای همین موسیقی حامد همایون های ما بیرون می آیند پس موسیقی به بن بست نرسیده ، بی اعتماد یا سخت اعتماد شده است ، من یک خواننده دارم که 4 ماه است روی ایشان کار می کنم الان معروف ترین قطعه ی حال حاضر چتر خیس است ، این هنرمندی است که ابتدای سال 95 فقط اقوامش وی را می شناختند . ما به این می گوییم هنر تهیه کنندگی ، تهیه کنندگی یعنی تسلط بر هنر ، ترانه ، ملودی ، تنظیم و انتشار ، تهیه کنندگی معنی دلالی نمی دهد ، تهیه کنندگی این نیست که یک شخص با کار میکس و مستر شده بیاید پیش من ، این را من باید بگویم که از کجا و چطور با ترانه با خواننده ها داخل می آیم . در مورد کلمه به کلمه ، تفاسیر کلمه ها با شاعرهایم چلنج دارم در مورد سا بندی با هنرمندم چلنج دارم خصوصاً در تنظیم و ملودی خیلی حساسیت دارم روی یک ترانه محال است که من دست بگذارم و بگویم که میگیرد و آن کار نگیرد . شما در جریان هستید بابک جهانبخش وقتی سر آلبومش پای مذاکره با من نشست هیچ وقت فکر نمیکردبعد از 12 سال هنوز سرترین آهنگ هایش " چی شده " باشد ، این را همیشه خودش هم روی استیج هایش می گوید . تهیه نندگی هنر است ، تهیه کنندگی از خود هنر موسیقی از نظر من نقش اساسی تری را در معروفیت هنرمند بازی می کند

    خوب ما الان در موسیقی پاپ یک محسن رجب پور داریم که چنین طرز فکری دارد جسارت به تهیه کنندگان نشود یک عده فقط دارند دلالی می کنند این وسط !

    به قول بهروز صفاریان شکارچی هستند ، خوب برایشان توجیه اقتصادی ندارد ولی تز من این است که هنرمندی که کارش را تولید کند و بخواهد بیاید پیش من را حتی از در به داخل هم راه نمی دهم ، هنرمندی که می خواهد آلبوم بزند یا زیر نظر تهیه کننده می زند یا خودش می زند ، اگر زیر نظر تهیه کننده بزنند که طبق برنامه تهیه کننده پیش می رود ، اگر هم خودش زد باقی کارهایش را هم خودش انجام دهد چرا ؟ چون همانور که گفتم هنرمندان در یک غار زندگی می کنند و واقعیت جامعه را نمی بینند

    اصولا عشق معروفیت دارند ولی راهش را بلد نیستند

    ما به شرط و شروطی به آدمهایی که استعداد دارند اما راهش را بلد نیستند ، راهش را یاد می دهیم آنجاست که اگر ما ظرفیت سرمایه گذاری نداشته باشیم به طرف می گوییم تو هزینه کن ما راه محبوبیت را به تو یاد می دهیم ولی اگر کسی استعداد داشته باشد و ما آن زمان ظرفیت خالی برای سرمایه گذاری داشته باشیم اصطلاحاً به طرف می گوییم تو ب منزل بخواب ما به شما می گوییم چکار کنید .

    یک تلنتی قرار بود برگزار کنید این الان در چه مرحله و وضعیتی هست ؟

    سایتش دارد نوشته می شود چون یک پروژه سنگین و عجیب و غریب هست و چنین چیزی تا به حال در ایران رخ نداده و هر آنچه رخ داده از نظر ما ضعف هی بزرگی داشته مثل ضعف اساسی تکرار و تقلید ولی این کار که در کلام فارسی یک کار نوظهور است طبعاً کار سختی است براودمان این است که در شش ماهه دوم سال 95 راه اندازی شود البته در نظر داشته باشید که هنوز این موضوع شروع نشده ما داریم 3-4 خواننده معرفی می کنیم به عنوان نمونه کار .

    این برنامه چه المانهایی لازم دارد و شامل چه بخشهایی می شود ؟

    المان اصلی خلاقیت است ، همه گونه های موسیقی را در بر می گیرد و همه جزییات موسیقی را . یعنی ترانه ، ملودی ، تنظیم ، نوازندگی ، طراحی روی جلد و خلاقیت در تمام اینه حرف اول را می زند و با توجه به اینکه این مسئله همه گونه های موسیقی را با همه جزئیات آن در بر می گیرد شاید به این نتیجه رسیدیم که این تلنت را در فازهای مختلف انجام دهیم مثلا کل پروژه را در طی دو سال راه اندازی کنیم ولی پروژه را داریم بزرگ می نویسیم و این را هم یادتان نرود این موضوعات هیچ وقت از طرف حکمراننی حمایت که نمیشود هیچ همیشه یک تو سری هم به آن می زنند یکی که نهنهادهای مختلفهرکدام به زور خودشان یک طور می زنند حتی به قولی بعضی ها همکه میخاهند نازت بکنند بهتر است نکنند چون از زدن هم بدتر است پس سعی داریم با تجربه ر کار کنیم که حداقل آسیب کمتری ببینیم

     

    کمی در مورد برنامه های ترانه شرقی و پدیده هایی که قرار استتا آخر سال معرفی شوند توضیح دهید ؟

    ترانه شرقی برخلاف دوره قبلی کاری اش که از یک هنرمند توقع داشت یک هنرمن برای تمام طبقات سنی برنامه ریزی کند آمده هنرمندهایش را تفکیک کرده که هر کدام از هنرمندان ما برای یک طبقه سنی خاص از جامعه برنامه داشته باشند ما طبقات مختلف سنی جامعه را اینطور نوشتیم : 12 تا 25 سال را گذاشتیم ردهی " اِی " - 20 تا 45 سال را گذاشتیم در رده ی بلند " بی " و 40 تا 60 سال را در رده ی " سی " قرار دادیم همانطور که می بینید در هر رده 5 سال در هم رفتگی وجود دارد چون تغییر ذائقه شنیداری و تغییر سلیقه ی گوش شنیداری مردم از گونه ای به گونه ی دیگر حداقل 5 سال طول می کشد تا تغییر کند ، هنرمندان ترانه شرقی برای سبد های مختلف شنیداری کار تولید خواهند کرد به ترتیب یک هنرمند داریم به نام سپهر شاکری که برای سبد شنیداری " اِی " برنامه اجرا می کند و برای تین ایجرها قطعاتش را تولید می کند . یک گروه هنرمند دیگر داریم که ترکیب مهرزادامیرخانی و آرمان امامی که این ها برای نیمی از گروه "ای " و گروه " بی " کار تولید می کنند ، و هنرمندی داریم به نام حامد همایون که فقط برای سبد " بی " و " سی " کار تولید می کند به زودی قصد طی کردن مراحل مجوز برای آرمین زارعی را داریم که برای سبد " اِی " و " بی " برنامه اجرا می کند .

    یعنی الان آرمین زارعی در طی مراحل دریافت مجوز است ؟

    شما اولین نفری هستید که در این باره می نوسید از آنجایی که من معتقدم هی گونه ا از موسیقی مضر و برانداز نیست و هیچ گونه ای از موسیقی در جامعه بی طرفدار نیست این را حتما از زبان من بنوسید که بزرگترین اشتباه حکمرانی و مقامات عالی رتبه ایران عدم ترویج موسیقی صحی در جامعه ما است حتی در موسیقی سنتی یعنی در یک کلام وقتی شما با اصل موسیقی مشکل دارید و موسیقی را مضر تصور می کنید یعنی به جامعه این اجازه را می دهید که برود از چهارچوب موسیقی وارداتی استفاده کند ؛ ما بر خلاف این دوستان فکر می کنیم آرمین زارعی را هم در حال رفع ممنوعیت هایش هستیم ، آرمین را چند سال است که زیر نظر داریم که با مشاوره دادن به او و مشورت با خودش منش و اخلاق و رفتار هنری اش را عوض کردیم شما دقت کنید ایشان الان چند سال است تمام قطعاتی که می خواند متناسب با عرف و اخلاق جامعه است ، تازگی ها شروع کردیم با برداشت تغییر یافته این چند ساله و اثبات جای خالی اینگونه از موسیقی درجامعه ماکه ایمان دارم در نسل بعدی جامعه همه گیر خواهد شد مخصوصا در بین نوجوانای نسل آینده خیلی هم همه یر خواهد شد به جای اینکه حکمرانی با موسیقی مقابله کند بهتر است تلاش در نرم کردم لبه های تیز این موسیقی بکند ، ما به دنبال رفع ممنوعیت های فعالیت آرمین زارعی هستیم علاوه برآن پدیده های جدیدتری هم داریم .آرمین زارعی دیگر زیر زمینی نیست چند سالیست دارد بر اساس موازین اخلاقی و عفی جامعه رو به جلو حرکت می کند و این تغییر و اثبات اینکه جوانها و نوجوانهای جامعه الان این گونه از موسیقی یعنی سبک آر اند بی و رپ انتخاب اولشان است پس بهتر است وزارت ارشاد به این نتیجه برسد به جای مخالفت با این گونه از موسیقی کمک کند تا نوک تیز خطر را کُند ، کند نه اینکه با عدم صدور مجوز به ان گونه موسیقی لبه تیز این سبک را تیز تر کند که خواننده هر آنچه به دهانش رسید را بخواند این نوع موسیقی بهترین سبک برای موسیقی ماست

    خوب ولی ما داریم آدمهایی که مجوز دارند و همچنان هم تک آهنگهایی را منتشر میکنند که واقعاًآسیب جدی میزند هم به روح و روان جوانها هم گوش شنیداریشان را خراب می کند !

    مثلاً

    افرادی مثل آقای م - خ

    خب آن را ما نمیتوانیم تعیین کنیم ، شما نمی توانید تعیین کنید ما یک جامعه بزرگی را در این مملکت داریم که طرفدار این آدم هستند ، حالا ما سلیقه مان این است که با نوع موسیقی ایشان همخوانی ندارد . ما نباید با هچ گنه ای از موسیقی به طور کل مخالفت کنیم ولی خوب این خیلی خوب است که از ه گونه موسیقی بهترین شکلش را داشته باشیم این را حتما از جانب من بنویسید موسیقی رپ برای کشورهای در حال توسعه مثل کشور ما یعنی گذراز زمان توسعه نیافتگی به سمت توسعه یافتگی و بیان دغدغه های اجتماعی بهترین وسیله است چون ما یک کشور دارای پیشینه ی ادبیات خیلی غنی هستیم که بیان دغدغه های اجتماعی به وسیله ی استفاده از نظم ترانه امکان ناپذیر است شما اصلا نمی توانید یکسری از مسائل اجتماعی را در قالب نظم ردیف و قافیه بگویید ولی با استفاده از زبان   آر اند بی و رپ به راحتی می توانید تاثیرش را در جامعه بگیرید

    به نظر شما چطور میتوان گوش شنیداری مخاطب را درست کرد ؟

    آموزش صحیح ، تنها راه برون رفت از بی اعتمادی گوش شنیداری جامعه تزریق ، تولید و آموزش صحیح موسیقی است امیدوارم این جمله من به گوش تمام سران این مملکت برسد ؛ ما هیچ هنرمند موسیقی را نداریم که موسیقی بد گوش بذهد ، هیچ دانش آموخته ی موسیقی ای را نداریم که موسیقی بد گوش بدهد هیچ ترانه سرا و کارشناس ادبیاتی را نداریم که به هیچ متن اراجیفی توجه کند پس بهترین راه حل ما آموزش صحیح موسیقی است شما در یک کشوری مثل اتریش امکان ندارد موسیقی بد بشنوید چون همه در دوران تحصیلشان موسیقی می خوانند ، موسیقی قلب معنوی جامعه ماست تا روزی که حکمرانی خواسته یا ناخواسته ؛ دانسته یا ندانسته با کل موسیقی مخالفت کند مملکت ما مملکتی است توام با خشونت ، دعوا و درگیری ، امتحان کنید ده سال در مدارس ما از اول ابتدایی تا پایان متوسطه موسیقی نیز تددریس کنید آن قت بار اصلااح اجتماعی اش را ببینید شما هیچ هنرمند موسیقی را نمیبینید در خیابان دنبال دعوا و درگیری باشد ، الکی بوق بزند ؛ آرامش نداشته باشد یا در خیابان دنبال درگیری باشد موسیقی به انسان یک آرامش ناخواسته را تزرق می کند به روح شما لطافت تزریق می کنئ متاسفانه در مملکت ما حداقل طی بیست سال ایر حداقل فقط به لبه هی تیز موسیقی توجه شده است این جزء وظایف وزیر ارشاد و بدنه ی ارشاد است من این را چند بار تذکر دادم و امیدارم در روزنامه و سایت شما هم به طرز صحیحش بیان شود که در یک جایی از جامعه شنیده شود به نظر من یکی از وظایف اصلی جناب آقای جنتی وزیر فرهیخته ی وزارت ارشاد فعلی ما این است که سیستم عامل جامعه ما را از مخالفت با موسیقی جدا کند البته که آقای جنتی انسان منحصر به فردی هستند و من متواضعانه به ایشان احاحترام می گذارم ، خالصانه به ایشان احترام می گذارم اما از ایشان خواهش میکنم برای بخش از این سیستم عامل جامعه توضیح بدهند و به یک بخشی از آنها تکانی بدهند که شروع کنند به حرکات میدانی ، تحقیق در مورد موسیقی تحقیق در مورد تاثیرات موسیقی و نتیجه آن رابا آموزه های دینی ما تلفیق کنند دین اسلام واقعا دین رافت و مهربانیست این نتیجه حاصله را با کل سیستم عامل کشور ما که در حال حاضر مخالفت به جّدی با مسیقی دارن به یک نتیجه صحیح برسانند . ببینید ما یک موضوعی را داریم من می گویم ما تاوان برداشت و استفاده ی غلط از موسیقی را در چند دره داریم پرداخت می کنیم 1/ دوران ابوسفیان و صدر اسلام که کسانی از موسیقی استفاده می کردند که جزو کفار و مشرکین بودند 2/ مقطع صد ساله ی 1250 تا 1357 که موسیقی صرفا 2 شکل داشت یک شکل اصطلاحا روحوضی و دم دستی اش بود و یک شکل به صورت عالی و کنسرواتوارش که به علت قلیل بودن شکل عالی موسیقی این نوع موسیقی به گوش علمای دین نمیرسید و شکل نازلش را که مخرب بنیاد خانواده بود به گوش همه میرسید فرضا طرف می رفت یک جایی که موسیقی هم بود مست میکرد همه فک می کردند این موسیقی باعث مستی است در صورتی که موسیقی یکی از عوامل حاشیه ای بوده آن شخصی که موسیقی رو حوضی را اجرا می کرد چندتا رقاص هم در کنارش بودند که غالباً پوشش درستی هم نداشتند به اینجا که می رسید فکر می کردند اگر موسیقی نباشد و موسیقی را حذف کنند دیگر جایی نیست ه طرف برود مست کند و معضل آن رقصنده ها هم حل می شود پس بنابراین از ریشه با موسیقی مخالفت کردند فکر این را نکردند که میشود از شکل عالی و صحیح موسیقی به آرامش رسید

    از نظر تصویر چطور یعنی فکر میکنید تصویر در موسیقی چقدر تاثیر گذار است ؟

    اینها ابزار است ، الان ما با اصل موسیقی با خود صدا مشکل داریم چه برسد به تصویرش ولی از حق نمی شود گذشت تصویر یکی از ابزار بیان موسیقی است و تاثیر به سزایی هم دارد ولی اصل گوش شنیداریست ضمن اینکه ما ابتدا باید اصل و بنیان موسیقی را پیش سیستم عامل جامعه که تاثیرات جدی ای هم روی حکمرانی دارند مشخص کنیم ، این موضوع ، موضوع خیلی ساده ای است . افرادی که سیستم عامل جامعه ما را تشکیل می دهند متوسط سنشان 80 سال است ، 80 سال پیش می شود سال 1315 آن زمان موسیقی آکادمیکی نداشتیم هرچه بوده به قولی موسیقی مطربی بوده ، خوب نمیشود حالا که ما طرز صحیح موسیقی را داریم بر اساس زمانی تصمیم بگیریم که موسیقی به شکل امروزی اش نبوده این بخش اساسی است ، تصویر هم نقش اساسی در جامعه دارد من فکر می کنم جامعه نیاز به شبکه ای دارد که آن شبکه یک شورای کارشناسی داشته باشد که آن شورا فاقد هرگونه گرایش سبکی موسیقایی باشد فقط بتواد هر گونه ای از موسیقی را در شکل صحیح و عرفش تشخیص دهد

    برنامتان برای هومن سزاوار چیست ؟

    هومن سزاوار ظرف چند ماه آینده چند تک آهنگ منتشر می کند تا به آن مسیر اصلی اش که باید برسد ، بعد از آن مسیرش را تبعیین می کنیم فعلا تا همین جا را بدانید که در واقع تمام کسانی که با ما کار می کنند در 3 ماهه آخر سال آنهایی که به قد معرفی رسیدند معرفی می کنیم .

    برنامه ای برای کنسرت ها ندارید ؟

    فعلا برنامه ی جدی ای نداریم و عجله ای هم نداریم که همه کارها با هم انجام شوند اما در 4 / 3 پایانی سال برای هر کس که قدش به برگزاری کنسرت رسیده باشد کنسرت خواهیم داشت .

    تنها شخصی هستید که چنین طرز تفکری دارید در موسیقی پاپ آیا واقعا شما مافیای موسیقی هستید ؟

    مافیا نیستم ، من به جای کلمه مافیا از کلمه ی بلده استفاده می کنم دقت کردید وقتی می خواهید از یک مسیر ناهموار یا کوهستانی عبور کنید دنبال یک بلد راه می گردید ما بلده راه این کاریم به خاطر فکر و انرژی که در این کار گذاشتیم من از 20/9/69 رسماً این کار را آغاز کردم و رسما در تولید موسیقی ام این تاریخ را از سن کاری خیلی از کسانی که در این حیطه فعالیت می کنند کم کنید میبینید بیشترشان آن موقع حتی وجود نداشتند هر کس دیگری باشد نمی شو بلد راه ؟ حالا شما هر اسمی دوست دارید روی آن بگذارید ، من همه زندگی ام موسیقی است می دانید من تنها آدمی هستم در ایران که به واسطه ی کارهای فرهنگی هنری قانونی ام فقط به واسطه ی گسترش فضاهای موسیقایی در ایران مورد بگیر و ببند و آسیب قرار گرفتم ؟ کتک خوردم ، دستگیر شدم ، و اتفاقهای مختلف حتی در خارج از کشور برایم پیش آمد ؟ یعنی ما را نه نه در داخل کشور قبول دارند نه در خارج کشور .آن طرفی ها فکر می کنند ما جاسوس این طرفی هاییم ، این طرف هم که رسما فکر می کنند خرج ما را آن طرفی ها می دهند .

    شما شرکت هایی هم در خارج از کشور دارید در مورد فعالیت آنها هم کمی توضیح دهید ؟

    بله یک شرکت به نام جیمی مدیا رکوردز در کانادا یک شرکت هم به نام لابینا رکوردز در آمریکا و یک شرکت هم به نام ترانه شرقی در لندن داریم که فعالیتشان مکمل فعالیت های داخلی ما هستند مثل ثبت آثار منتشره از ترانه شرقی برای کپی رایت در مجامع بین المللی ، برگزاری و هندل کنسرت هایی که ما از این سمت تبعیین می کنیم و ... در اصل شعبات ما در خارج از کشور هستند

    الان جامعه ی موسیقی یک شرایط فوق العاده بد را دارد تجربه می کند و همه نااضی هستند ار تهیه کننده بگیرتا نوازنده حتی مخاطبان هم ناراضی هستند دلیل این ماجرا چیه ؟

    اولین دلیل این است که ما یک نا به سا مانی در مسئولیت های موسیقی مان داریم در تصمیمات بلند مدت مشکلات ریشه ای داریم چون تکلیف موسیقی مشخص نیست برنامه ریزی جدی ای هم برایش نداریم چون تکلیف مشخص نیست آموزش ها آموزش های صحیح نیست و وقتی این دو موضوع را با هم ترکیب کنیم یک آشفته بازاری می شود که باعث نارضایتی همه در موسیقی می شود ، این همان گوش شنیداریست دیگر ، چون تخصصی وجود ندارد کارهایی هم که تولید می شوند فاقد ارزش و اعتبار هنری هستند و این اتفاق که می افتد همه ناراضی می شوند مخاطب ناراضی است ، خریدار ناراضی است ، تولید کننده ناراضی است خلاصه همه ناراضی هستند .

    به نظر شما قانون کپی رایت را در ایران چطور می توان اعمال کرد

    خیلی ساده است داشتن قانون یک بخش است و اجرایی شدنش بحث دیگریست این هم یک قانون است که حکمرانی باید بخواهد اجرایش کند و اول از همه باید از صدا و سیما شروع کند بعد به جاهای دیگ برسد به همین راحتی ، الان ببینید چقد وقت و هزینه صرف شد تا فلج اطفال از بین رفت ، تا مردم کمربند ایمنی ببندند تا در مصرف آب و و برق صرفه جویی کنند ، یک دهم این انرژی و اراده را در حوزه ی کپی رایت استفاده کنیم همه متوجه می شوند کپی رایت چیست ، اما به طور مثال صدا و سیما بزرگترین نقض کننده ی کپی رایت در ایران است . صدا و سیما از حق پخش فوتبالیستها میخواهد کمتر بدهد تا موسیقی که می خواهد اصلا ندهد . بعد از صدا و سیما اورگانهای دولتی و شبه دولتی هستند . این یک آموزش خیلی ساده می خواهد که اگر به یک بچه 5 ساله هم گفته شود متوجه خواهد شد ولی این آموزش نیست این نهادها هم فکر می کنند چون روی کار نوشته دارای مجوز از وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی کارها ماله وزارت ارشاد است و اینها اجازه دارند از آن استفاده کنند در صورتی که فقط نیاز به 2 تا بخش نامه ی ساده و 2 تا برنامه تلوزیونی موثر پر مخاطب است که همه بدانند که این اثر صاحب دارد و استفاده ی بی اجازه صاحب اثر عین دزدی و از دیوار مردم بالا رفتن است چنین کاری را انجام ندهید . کاری که برای سینما به صورت شکسته و بسته انجام دادند .

    یک چیز دیگر که از قلم افتاد این است که این را هم اواین بار است که مطرح می کنم خوب من مدیر صنف موسیقی هستم و حالا به صورت خلاصه داشته باشید که ما یک سری اهداف صنفی نیز داریم ، ما در صنف دنبال این هستیم که حقوق از دست رفته مان را چه در ارگانهای دولتی و جه د ارگانهای غیر دولتی پس بگیریم و از همه مهمتر دنبال این هستیم که حقانیت و جایگاه از دست رفته ی موسیقی را به طور صحیح با مشاوره دادن و کارشناسی در آن جاهایی که می بایست ومی توانیم به اثبات برسانیم

    حرف پایانی ؟

    از شما تشکر می کنم و امیدوارم در کارتان انگیزه داشته باشید چرا که در ار شما هم موفق کسی است که انگیزه داشته باشد ، انگیزه چیزی است که خود من را از زیر هیچ به خیلی جاها رسانده . همین

     

    برای جناب آقای محسن رجب پور آرزوی موفقیت روز افزون داریم

  • گزارش تصویری از کنسرت رفسنجان بنیامین
    توسط

    گزارش تصویری از کنسرت بنیامین بهادری در رفسنجان . گوشه هایی از این اجرای زیبا را از نگاه غزال باقری نگاه می کنیم .

    {gallery}BE RAFSANJAN{/gallery}{gallery}BE RAFSANJAN{/gallery}

  • سانس اولی های شب اول کنسرت بنیامین برگ برنده ی کنسرت 11 خرداد
    توسط

     بک استیج - سالومه گلمکانی : بنیامین بهادری خواننده و آهنگساز موفق و بی شک یکی از سوپر استارهای موفق موسیقی پاپ یک دهه اخیر در 2 شب و 4 سانس بهاری میزبان هوادارانش بود .

     

    سانس اول شب این اجرا طبق معمول تمامی کنسرت ها با چیزی حدود 40 دقیقه تاخیر آغاز شد و پس از پخش تیزر کوتاهی از آلبوم بنیامین 94 بنیامین در حالی که کت و شلوار سورمه ای با پیراهن سفید و ژیله ی توسی رنگ به تن داشت پس از نوازندگان گروهش به روی استیج آمد و با اجرای قطعه چهار آلبوم بنیامین

    94 حضار را سوپرایز کرد . " آی تو " قطعه بعدی بود که بهادری برای هوادارانش به اجرا در آورد قطعات مدار ، عاشق شدم ، مدار ، قهوه ، عشق احساسه ، من امشب میمیرم ، عشق داغ من ، آغاز ، خاطره ها ، پرسه ، هفته عشق ، آدم آهنی ، آخ عزیزم ، لیلی پاییز ، تنگ غروب ، چند متر مکعب عشق ، اصلاً صداش کردی ، لکنت ، تنهام شدم وای و به عنوان حسن ختام برنامه و خداحافظی مجدد آهنگ خاطره ها اجرا شد ...

    گروه ارکستر بنیامین موزیک به رهبری علی منصوری که زحمت نواختن کیبورد و پیانو را هم می کشید هنرمندان به نامی همچون :

    علیرضا میر آقا ( ترومپت ، پرکاشن و ملودیکا ) ، آرش سعیدی ( گیتار بیس ) ، محمد مجرلو ( گیتار آکوستیک ، گیتار اسپانیش و بک وکال ) استیو آوانسیان ( درامز ) و آلن بارسخیان ( گیتار الکتریک ) بنیامین را در این اجرا همراهی می کردند .

    در حاشیه : این اجرای بنیامین بر خلاف تمام اجرای هایش که طراحی استیج های منحصر به فردی داشت کاملا ساده و بی هیچ آراستگی خاصی چیده شده بود .

    هنگام اجرای آهنگ پرسه پس از چند بار همخوانی بنیامین با حضار و در خواست بنیامین برای خواندن یک خط از آهنگ پرسه توسط تمامی افراد حاضر در سالن به اجرای آهنگ " دلتنگیای " بنیامین توسط استیو آوانسیان ختم شد هنگام خواندن استیو اوانسیان ، علیرضا میرآقا پشت درامز قرار گرفت تا توانایی بالایش در نواختن درامز را هم به همه هنرهایش یبفزاید .

    هجی آهنگ تنها شدم وای توسط بنیامین برای کمک به همخوانی صحیح حضار از نکات جالب این اجرا بود

    هنگام اجرای لکنت بهادری گفت اوایل می گفتن امکان نداره خواننده ای بتونه آهنگی رو به فرم اجرا کنه و این یه سری لغت بوده که به کامپیوتر دادن و این آهنگ کامپیوتریه حالا از همه شما می خوام این آهنگ و با من بخونید تا ثابت کنیم ین همه خواننده با صداهای متنوع هستند که می تونن این آهن و اجرا کنن پخش گاه و بی گاه تیزر کوتاهی از آلبوم بنیامین 94 در لا به لای اجرا نیز از حرکاتی بود که سالن را تا مرز انفجار می برد در پایان بنیامین با همراهی حضار موفق شد یک اجرای سانس اول در شب اول کنسرتهای تهرانش را در کارنامه ی هنری اش ثبت کند که به قول خودش هیچ کس در هیچ کجای دنیا نمی توانست همچین طرفدارانی را در سانس اول شب اول اجرایش داشته باشد .

    در پایایان جا دارد تشکر ویژه ای داشته باشیم از شرکت آوای دوران به مدیریت سمیه کاویانی و رسول ترابی ، شرکت پیام ، روابط عمومی شرک آوای دوران آقای امیر هوشنگ امیر شکاری و آقای سلیم احمدی مدیر گروه بنیامین موزیک .

    عکس های شبنم نایبی را از این اجرا باهم می بینیم .

     

آمار بازدیدکنندگان

552753
TodayToday13
YesterdayYesterday595
This_WeekThis_Week2974
This_MonthThis_Month9076
All_DaysAll_Days552753