0

گزارش تصویری از کنسرت ایهام بند

دی 11th, 1348
از نگاه سعیده رضاییان
0

گزارش تصویری از کنسرت سیروان خسروی

دی 11th, 1348
از نگاه سعیده رضاییان
0

اخرين فرياد هاي ماكان در سالن وزارت كشور

دی 11th, 1348
اخرين فرياد هاي ماكان در سالن وزارت كشور   ?ماكان در حالي كنسرت ...
0

گزارش تصویری کنسرت رضا بهرام

دی 11th, 1348
ز نگاه ارزو اسماعیلی  
0

گزارش تصویری کنسرت بهنام بانی

دی 11th, 1348
از نگاه سحر عباسی
0

"شیدایی" بابک جهانبخش "پریزاد " را به "دریا" رساند

دی 11th, 1348
بک استیج _ پرستو زمانی مفرد بابک جهانبخش کنسرت خود را با قطعه ای وای ...
0

سیروان خسروی و سوژه هایی که تکراری نیست.

دی 11th, 1348
سیروان خسروی و سوژه هايي كه تكراري نيست بك استيج – سالومه گلمکانی : ...
0

دیدار مجدد امپراطور با دوستدارانش در برج میلاد " اتفاق" افتاد

دی 11th, 1348
  بک استیج - امیر حسین عباسی : کنسرت مهدی یراحی ۲۵مرداد ...
0

"جنون" روزبه بمانی "بدون تاریخ بدون امضا" شد

دی 11th, 1348
  بک استیج- سالومه گلمکانی: درادامه کنسرت های روزبه بمانی این هنرمند ...
0

شاهکاره عالیجناب عشق باز هم در برج میلاد

دی 11th, 1348
  بک استیج _ پرستو زمانی مفرد : گروه پرطرفدار ایوان یک بار دیگر در ...
0

"خدانگهدار" ایهام همراه با "بغض "

دی 11th, 1348
  بک استیج - سالومه گلمکانی :گروه ايهام در ادامه ي اجرا هاي هيجان ...
0

دوره جدید آکادمی هزار صدا همزمان با عیدقربان برگزار شد

دی 11th, 1348
  بک استیج - امیر جسین عباسی :هزار صدا که اولین برنامه استعدادیابی ...
0

دیدار چارتار با هوادارانش در برج میلاد

دی 11th, 1348
بک استیج - سالومه گلمکانی : 16 مرداد ماه 1398 گروه پر ظرفدار چارتار ...
0

میلاد درخشانی در تالار وخدت خوش درخشید

دی 11th, 1348
بك استيج-ثنا دبستاني: ميلاد درخشاني پس از هفت ماه بار ديگر در تالار ...
×

هشدار

JUser: :_بارگذاری :نمی توان کاربر را با این شناسه بارگذاری کرد: 42
JUser: :_بارگذاری :نمی توان کاربر را با این شناسه بارگذاری کرد: 44

 

 

کنسرت گروه کروم 19اسفند

     

جدیدترین

کنکاش همه ی زوایای موسیقی همراه با نیما نور محمدی

بک استیج - سالومه گلمکانی : شاید در این آشفته بازار هزار رنگ موسیقی این روزها کمتر کسی باشد یادش بیاید روزی روزگاری هنرمندان پیشکسوت تری هم بودند که با عشق و برای رشد و بالندگی موسیقی از هیچ تلاشی دریغ نکردند . نیما نورمحمدی جزء اولین آهنگسازان موسیقی پاپ است که کم کاری این روزهایش باعث کمرنگ شدنش شده است اما بزرگان عرصه موسیقی آتش زیر خاکستر هستند و با وزرش یک نسیم دوباره شعله ور خواهند شد . آنچه می خوانید حاصل گفتگوی مفصل و چالشی ما با نیما نور محمدی است در رابطه با فعالیت های جدید و قدیمی اش و ...

گپی با شاهین آرین ...

شاهین آرین : وظیفه ی ماست که هنرمندان پیشکسوت را به جوان تر ها بشناسانیم ...

بک استیج - سالومه گلمکانی : شاهین آرین خواننده ی جدیدی نیست خیلی سال پیش بود که آلبوم " انتظار جاده " را از وی شنیدیم در این سالها شاهین همیشه آهسته و پیوسته روند رو به پیشرفتی را داشته گفتگوی کوتاه ما با شاهین آرین را بخوانید .

متفاوت با نیما وارسته ...

بک استیج - سالومه گلمکانی : اگر بخواهم نیما وارسته را در یک جمله توصیف کنم می گویم مهندسی  است هنرمند ، متفاوت ، صبور ، خوش سلیقه ، دقیق و البته بسیار هم خاکی و مردمی ... قطعا با خواندن صحبتهای ما شما هم به همین نتیجه خواهید رسید . گپ و گفت ما در یک بعد از ظهر گرم تابستانی در استودیوی نیما وارسته انجام شد ماحصل آنچه در زیر میخوانید بیش از اینکه مصاحبه باشد یک گفتگوی دوستانه است که همه ی شما را در لذتش شریک می کنیم

نیما وارسته چطور به این جایگاه امروزش رسید ؟

خوب همونطور که می دونی من از بچگی شروع کردم و با موسیقی بزرگ شدم اول ویلون بعد هم با کلاسهای  پیانو و کیبورد ادامه دادم بعد در کنار درسم دوره های آهنگسازی رو پیش استاد های مختلف گذروندم . منتها این کلاسها هیچ کدوم مستقلاً مربوط به پاپ نیستن یعنی به این شکل نیست که تو بری کلاسهای تنظیم موسیقی پاپ  و دوره ببینی تو این کلاسها ،  ولی  با مبانی موسیقی آشنا میشی با هارمونی آشنا می شی و ... منتها من این ها رو به صورت علاقه داشتم دنبال می کردم و هدفم این نبود که برم تنظیم کننده بشم یا آهنگساز بشم ، من بیشتر از همه چیز صدا رو دوست داشتم یعنی دوست داشتم صدابردار باشم و کوالیتی صدا رو درست کنم بعد سیستم دیجیتال که اومد من جزء اولین نفراتی بودم که وارد این حیطه شدم و استودیوی من جزء اولین استودیوهای دیجیتال بود .

تفاوت استودیو دیجیتال و استودیو آنالوگ رو هم میشه توضیح بدی ؟

مهمترین تفاوتش این بود که شما توی استودیو آنالوگ (آندو) نداشتی ، یعنی اگر یه اشتباه ریز اتفاق می افتاد باید برمی گشتی از هر کجای پروژه که بودی از اول کار شروع می کردی ، دیگه سیستم دیجیتال اومد و ساند کارتهای از خیلی سیستمهای مبتدی شروع شد و به تدریج پیش رفت کرد و من هم همراه با این پیش رفت ها هم سیستم سخت افزاری و هم دانش کاریمو ارتقاء می دادم و موفق شدم یک استودیو خوب و مجهزی رو داشته باشم بعد هم مجوز استودیو رو گرفتیم دیگه کلاً کارم شد همین ... در کنار این به تنظیم کننده هایی که می اومدن استودیو من برای ضبط کارشون  با توجه به سلیقه م و اطلاعاتم مناسب با نوع کار ایده میدادم بهشون برای بهتر شدن کارشون تا رسید به بنیامین ... بنیامین اومد پیش من واسه ضبط آلبومش ؛ تنظیم کننده های مختلفی داشت ، شروع کردیم قطعه ی اول و کار کردن ، من به تنظیم کننده یه سری ایده دادم که بنیامین هم نگاه می کرد میدید بعد از انجامشون کار خیلی بهتر شد کار دوم با یه تنظیم کننده دیگه بود باز به همین روال تا اینکه چندتا کار رو که ضبط کردیم بنیامین به من گفت تو که انقدر خوب ایده میدی چرا خودت نمیشینی تنظیم کنی ؟ ، گفتم من تو فکر تنظیم کنندگی نیستم ...

یعنی تا قبلش هیچ تنظیمی انجام نداده بودی ؟؟؟

چرا ، یه چند تا کار بود که منتشر هم شده بود اتفاقاً ولی خوب کلا به فکر اینکه تنظیم کننده باشم نبودم به این شکل که بخوام تو تنظیم هام یه کار عجیب غریبی بکنم ولی دیگه با بنیامین تصمیم گرفتیم این کار رو انجام بدیم ... و آلبوم 85 بنیامین در واقع اولین آلبومی بود که من رسماً به عنوان تنظیم کننده کار می کردم ؛ دیگه آلبوم بنیامین رو شروع کردیم از اول استارت زدیم و حاصل این چیزی شد که به بازار ارائه شد ...

بعد سبک نیما وارسته شد همین سبک آلبوم بنیامین 85 ؟

بله ، خوب درواقع تا اون زمان اون سبک موسیقی تو ایران نبود و خوب ما اومدیم و کار کردیم و بعدش دیگران اومدن اون سبک و ادامه دادن و موزیک ها اون سبکی شد ... تا این که اولین کنسرت بنیامین بود توی سوئد ، به طور اتفاقی یکی از دوستانم به من زنگ زد تو سوئد و گفت من دارم میرم اسپانیا من هم به ها گفتم بچه ها شما از برگردید من هم از همین جا می رم اسپانیا ... رفتم اسپانیا و دیدم اصلا یه موزیک جدیدی رو اینا دارن گوش می کنن به اسم " هاوس موزیک " که تو ایران اصلا کسی نمی دونست چیه ، من خیلی خوشم اومد و سی دی ها و صفحه ها شون و خریدم ، با خودم آوردم و خیلی به اون نوع موسیقی گوش دادم و بعد شروع کردم تو اون سبک کار کردن که نتیجه آلبوم زیر بارون بود که اونم باز به موقع خودش خیلی جدید بود و خیلی موفق بود . حالا باز الانم داره سبک ها عوض میشه منم دارم مطالعه می کنم ببینم چه اتفاق جدیدی داره میفته ...

پتانسیلی که برای کار خواننده ها می زاری جدای از اسامی به یه اندازه س ؟

تقریبا بله ؛ معمولا سعی می کنم حتی اگر خواننده خیلی هم قابلیت خوانندگی نداره من کارم و به بهترین نحو انجام بدم که مجموعه کار حداقل معدلش بالا بره .

راجع به کار " فرشته " حمید عسکری یه توضیحی بده !

خوب من خودم موافق نبودم با اون آهنگ حداقل با اینکه بخواد به عنوان سرآلبومی باشه به هیچ عنوان موافق نبودم ولی با لجبازی شدید تهیه کننده این کار سرآلبومی قرار گرفت من به حمید هم گفتم که این کار و انجام ندیم ولی حمید گفت سلیقه ی من اینه و در نهایت این کار رو انجام دادیم.

و خیلی هم مورد هجوم و انتقاد قرار گرفتی !و تنها خوبی که داشت این بود که مردم تفاوت خط ملودی و تنظیم  رو تا حدودی متوجه شدند !

جالبه این قضیه اینجاست  که من اصلا هم این آهنگ رو دوست ندارم همیشه هم گفتم اصلا این آهنگ و دوست ندارم ولی این آهنگ یکی از پر مخاطب ترین آهنگ ما توی کنسرت های حمید عسکریه طوری که ما اگه یه برنامه ارگانی میریم و 5 تا آهنگ اجرا می کنیم این آهنگ حتما باید جزء اون 5 باشه ، مردم خیلی دوست دارن اون کار رو ...

الان نیما وارسته دقیقا کیه و کارش توی موسیقی چیه ؟

الان بیشتر تنظیم کننده ام

ولی با نوازندگی شناخته شدی ؟

با نوازندگی ؟؟؟

نوازندگی ویلون تو کنسرت های گروه آریان

آهان ، اگه اونجوری حساب کنی آره تا حدودی ، نمی دونم تو گروه آریان با اینکه تمام کنسرت های خارجی و همه رو من بودم اونم خیلی کمرنگ جلوه داده شد حضورم و مردم تازه کم کم دارن این و متوجه می شن در صورتی که این کار رو 10 سال پیش من انجام دادم و اون موقع کسی نمی دونست

خوب اون زمان خیلی نوازنده و آهنگساز و شاعر تو دید عمومی مردم نبودن مثل الان !

درسته ولی این مسئله به تنهایی نبود ، من نمی دونم چه سیاستی بوده چند بار هم گفتم ولی واقعاً نفهمیدم دلیلش رو که چرا انقدر حضور من توی گروه آریان کمرنگ دیده شد در حالی که من خیلی کارا انجام دادم توی آریان ، به هر حال مهم نیست یه مسالی بوده که دیگه گذشته

همچنان همکاری داری با آریان ؟

بله با همشون ... جدای از اینکه ما با هم همکاریم دوستی قدیمی و صمیمی داریم با هم .

راجع به آلبوم پیام صالحی یکم صحبت می کنی ؟ تو موافق آلبوم تکی پیام صالحی بودی ؟

در مورد آلبوم سینگلش نمی دونم ، فکر می کنم اثر منفیش بیشتر بوده ، ولی می تونم بگم آلبوم ، بد نبوده . ترک 1 و 2 آلبوم می تونم بگم جزء بهترین کارایی بوده تو زندگیم انجام دادم .

از آلبوم زیر بارون بگو ؟

اون آلبوم عالی بود ، اصلاً کسی نمی تونه راجع بهش صحبتی بکنه

نه ... منم باهات موافقم این آلبوم خیلی خوب بود ولی بعدش دیگه این روند اتفاق نیفتاد ، نه برای سهراب پاکزاد و نه برای امیر طبری ...

خوب من یه اخلاق عجیب غریبی دارم یه چیزایی تو فکرم هست که همیشه می م بچه ها اگه می خواید با من کار کنید یه سری مسائل و رعایت کنید با کوچکترین عبوری از این خط قرمز ها من قطع همکاری می کنم ، حالا آقای طبری همون اولش این کار رو کرد آقای پاکزاد گذاشت یکسال بعدش .

خوب به هرحال بعد از آلبوم زیر بارون دیگه اون موفقیت تکرار نشد در صورتی که اون آلبوم انقدر خوب بود که انتظار مردم رو یه جوری بالا برد که از شنیدن کارهایی بعدی شوکه شدن !

نمی شد ... من خیلی رو اون آلبوم زحمت کشیدم نه این که بخوام از خودم تعریف کنم ولی  بار موسیقی و تنظیم کار واقعاً خیلی بیشتر از باقیه کاره

خوب من هم دقیقا سوالم همینه چرا باید این اتفاق بیفته ؟؟؟ چون عامه ی مردم متوجه این موضوع نمیشن که قدرت یه بخش داره ضعف بخش های دیگه رو می پوشونه و کلیت کار رو گوش میدن و بت سازی می کنن ...

ببین راجع به همه کارای دیگه نمی دونم ولی رو این کار من خیلی زحمت کشیدم و این اصلاً حتی توجیه اقتصادی هم نداشت برای من ، ترک 3 این آلبوم و زدم که فقط بگم " آره زدم " ، فکر می کنم هیچ کس دیگه هم تو ایران همچین قطعه ای نزده که انقدر هیت بشه ...

صدای خواننده ها قابلیت این هیت شدن رو داشت ؟

مستقل از صدا این کار انقدر خوب بود ، انقدر خوب بود که اگر هر کسی این کار رو می خوند ، کار به همین اندازه هیت می شد

چرا اینقدر زحمت می کشی واسه کسایی که قابلیت خوانندگی ندارن ؟

این کار کاملا رفاقتی داشت پیش می رفت

نه من به طور کلی می گم ...

ببین توی زمانی که خیلی ها 3- 4 ماهه آلبوم می بندن من واسه یه قطعه 6 ماه وقت گذاشتم و اصلا توجیه اقتصادی هم ندارم ...

من تو سوال اولم دقیقاً می خواستم همینا رو بگی ، نیما وارسته با این همه تجربه و سابقه داره میگه من واسه یک قعطه 6 ماه وقت میزارم تا به اون نتیجه ای که باید برسم ولی یه دوست جوون تازه کاربدون تجربه دوست داره یک کاری با کوالیتی کار نیما رو انجام بده تو تو یک سوم زمانی که تو صرف کار کردی بعد به نتیجه نمی رسه ... چون از سختی ها و زمانبندی ها و میزان کاربلدی تو خبر نداره سرخورده میشه ... در صورتی که اگه یه ذره موزیسین ها توی صحبت هاشون دست از شسته ، رفته بودن بردارن تو حرفاشون و از مشکلات کار صحبت کنن دیگه واسه جوونترها این انتظار ایجاد نمی شه شب بخوابن صبح بیدار بشن شده باشن نیما وارسته و امثالهم ...

نه  ؛ موسیقی و مخصوصا تنظیم یه کاریِ که  واقعا به تجربه نیاز داره ، جدای از اینکه باید دانش موسیقی داشته باشی ، صدابرداری بلد باشی باز هم واسه موفقیت باید تجربه کافی داشته باشی .

نیما هنوز صدابرداری هم انجام میدی برای خواننده ای که از بیرون بیاد ؟

نه برای رکوردینگ اصلاً نمیشینم ولی برای میکس و مستر گاهی را انجام میدم ، خیلی کم .

یعنی دیگه الان از اون دغدغه ی اولیه که صدابرداری بوده دست برداشتی ؟

نه دقیقاً الان دارم همون کار رو توی تنظیم هام انجام میدم ، یعنی همون زمان وانرژی رو واسه خواننده هایی می زارم که دارم واسشون تنظیم انجام میدم . سعی میکنم بهترین رکورد رو بگیرم ازشون بهترین میکس و مستر و بزنم براشون ...

خوب از کارای آیندت هم بگو ؟؟؟

والا تو آینده که مهمترین کارم آلبوم بنیامینِ ...

کِی ایشالا تموم میشه ؟

اون دیگه چیزیش نمونده ایشالا تا یک ماه آینده تموم میشه .. به جز کار بنیامین کار حمید عسکری هست ، کار دوست خوبم وحید حامد هست که واقعا جوون خوب و آینده داریه و در آینده بیشتر از کاراش می شنوین ، کارهای رضا سرلک هست ... کار با یه خواننده ی عرب هم هست ، دیگه اینکه الان مشغول تمرین کنسرت های بنیامین و حمید عسکری هم هستیم ...

یکمی هم از فضای اجرای زنده و ارکسترال برامون بگو ...

با حمید عسکری ما تو ایران همه ی کارامون رو لایو اجرا می کنیم و هیچ سیکوئنسی استفاده نمی شه ولی توی این تور آمریکایی که اخیرا داشتیم به دلیل اینکه نوازنده ها اکثراً ایرانی نبودن ، البته جزء بهترین نوازنده های دنیا بودن ولی به هرحال ایرانی نبودن و فارسی نمی دونستن و ما برای اینکه کارا خیلی تر و تمیزتر دربیاد و یه چارچوب منظمی داشته باشیم ، از ترکیب اجرای لایو و سکوئنس ها استفاده کردیم . چون اونها فارسی نمی دونستن و اگه یه جا احیاناً حمید اشتباه می خوند نمیشد برگردن ، ولی توی اجراهای داخلی خودمون انقدر بچه ها کارا رو با هم زدن و تمرین کردن که اگه یه نفر یه جا یه اشتباهی انجام بده تو کمتر از صدم ثانیه جمع میشه ولی اونجا اگه این اتفاق می افتاد به دلیل اینکه اونها هم نمیفهمیدن حمید داره چی می خونه کل کار خراب می شد و تا آخرش همونجوری می رفت

تو خودت موافق اجرای کاملا لایوی یا لایو سیکوئنس ؟

واسه بعضیا لایو ، واسه بعضیا لایو سیکوئنس ، چون ببین واقعاً کارای ترنس و اینا رو نمیشه کاملا لایو گرفت و کارای حسی و اسلوتر رو اگه لایو اجرا کنی حس بهتری هم میده

توی تنظیم کننده ها کار کی رودوست داری داخل ایران ؟

کوشان حداد رو دوست دارم پاشا یثربی رو خیلی دوست دوست دارم ، بهروز صفاریان رو هم کارهای قبلیش رو بیشتر ولی هنوز هم خیلی کارشو دوست دارم .

تو ملودی سازا چی ؟

بنیامین ، حمید ، علیرضا افکاری

ترانه سراها چطور ؟

افشین مقدم ، بابک صحرایی ، روزبه بمانی ، امین بامشاد ، فرید احمدی ...

فرید احمدی رو چون همکارتِ دوست داری ؟

نه فرید یه وقتایی یه چیزااااایی میگه که خیلی خووووبه ، اصلاً یه چیزای عجیب غریبی که آدم جا می خوره ، یه چیزایی که هیچ کس دیگه نمی تونه بگه .

کار کردن با بنیامین چطوره ؟

خیلی خوبه ، واقعا الان خیلی خوبه

اون اتفاق خوبه افتاده ؟؟؟

الان یه اتفاقای خوبی افتاده و همینجوری اتفاقای خوب دیه هم در حال افتادنِ . همین دیشبم یه اتفاقای خوبی افتاد

نه ؛  توی موسیقیش نمیگم ، توی اخلاق و شخصیتش ، چون وقتی وارد میشی به کاری مثل خوانندگی،  شهرت یه جذابیت هایی داره که با خودش غرور میاره ، عشق به دیده شدن میاره ولی بعد از یه مدت جذابیته کمرنگ میشه و اتفاقای بهتری میفته بنیامین از اون دسته افرادی هستش که با عشق وارد موسیقی شد می خوام بدونم موفق شده دوباره اون عشق به موسیقیه تو وجودش زنده کنه  یا نه ؟

آره الان بنیامین از هر نظر خیلی خوبه هم شخصیتی هم موسیقیایی .

الان تیم کاریتون کسی اضافه شده یا همون اکیپ 85 هستین ؟

نه همون اکیپ بعلاوه علی منصوری که الان داریم کار می کنیم .

همکاری با حمید چی ؟؟؟ اون چطوره ؟

اونم خیلی خوبه ، جنسش کاملاً مختلفه ها ولی دوتا چیز بکر و نابِ که خیلی خوبه .

چقدر موافق کاور کردن هستی توی تنظیم ؟

من معمولا این کار و انجام نمیدم قبلاً کردما ولی نمی کنم معمولا این کار رو مگه اینکه یه کار خیلی خارق العاده ای باشه ..

یعنی تنظیم و کاور کردی ؟

تنظیم و کاور کنم ؟؟؟ تنظیم یا ملودی رو ؟

هر دوتاش چه تنظیم ، چه ملودی

نه تنظیم و تا حالا کاور نکردم ملودی شاید ولی تنظیم و کاور نکردم

ولی تنظیم و خیلی راحت کاور می کنن !

اون که بله اصلا کار بدون کلامش هست برمیدارن وکال میگیرن و میزارن روی موسیقی .

درسته بعدم با همین کاور کردن تنظیم کلی هم معروف میشن و اسم و رسم دار می شن ، از این کارا که نمی کنی ؟

هیچ وقت حتی به انجام دادن این کار فکر هم نمیکنم چه برسه که بخوام انجام بدم فکر نمی کنم تا حالا همچین کاری و از من شنیده باشی

 به هرحال ممنون که وقتتو در اختیار من گذاشتی ... حرف پایانی ؟

حرف خاصی نیست ، موفق باشی

 

" اختصاصی بک استیج "

 

بک استیج - سالومه گلمکانی : زمانی که پیشنهاد مصاحبه با " محمدرضا مقدم " از طرف افشین کریمی به من داده شد تنها یک اسم از او می دانستم و یک دنیا کنجکاوی ، یک درصد هم نمی توانستم تصور کنم قرار است با جوانی خوش صدا ، خوش اخلاق ، مودب و حرفه ای مواجه بشوم . در تمام طول مصاحبه که در مورد موسیقی با محمدرضا صحبت می کردم چشمانش برق می زد ، من این برق چشمان را فقط موقعی که یک عاشق از معشوقش تعریف می کند دیده بودم ... حدود 2 ساعت با این جوان خوش صدا گفتگو می کردیم  دوست داشتم توان این را داشتم که تمام صحبتهایش را با همان احساسی که موقع بیانشان داشت بنویسم ولی احساس می کنم یکمی کم آوردم  خصوصاً وقتی بدون هیچ اطلاع قبلی ازش خواستیم برامون بخونه بدون ناز کردن کلاس گذاشتن خوند بدون حتی یه نت فالش ... به هر حال بخوانید ماحصل گفتگوی ما با محمدرضا مقدم ...

لطفاً یه بیوگرافی از خودتون بگید ...

محمدرضا مقدم متولد 31 شهریور 68 در تهران و در یک خانواده اهل موسیقی به دنیا آمدم

موسیقی رو از کجا و چطوری شروع کردی ؟

من به علت اینکه عمویم از نوازندگان چیره دست ساز سنتور بودن ، همیشه صدای ساز توی گوشم بودم ولی خودم نوازندگی را از سن 6 سالگی شروع کردم . البته با خرید یک کیبورد اسباب بازی که پدرم برایم خریدند و هرگز فکر نمی کردم آن شروع منجر به همچین اتفاقات دوست داشتنی ای بشود

خوانندگی رو از کی شروع کردید ؟

خواندن را از نیایش های صبح گاه مدرسه شروع کردم ، من چندین سال با خواننده های خوب به عنوان نوازنده و سرپرست ارکستر کار می کردم و در کنارشان به عنوان بک وکالیست انجام وظیفه می کردم ، به اصرار این دوستان و همچینین خانواده ام به صورت حرفه ای خوانندگی رو شروع کردم .

با چه انگیزه ای؟؟؟

تمام انگیزه و ایده آلم در موسیقی این بود که روزی مردم من را به عنوان یک هنرمند واقعی بشناسند و دوستم داشته باشند

از چه زمانی به مردم معرفی شدین و مخاطب های خاص خودتون و پیدا کردید؟

خوب چند سالی که نوازندگی می کردم یک سری از دوستان من را می شناختند ... ولی یک روز با شیطنت یکی از دوستانم که بعد از خانواده ام ایشون بزرگترین حامی من محسوب می شدن (آقای افشین کریمی ) یک کلیپ 2 دقیقه ای از من برای یکی از برنامه های ماهواره ای فرستاده شد البته این کار بیشتر جنبه ی شوخی داشت و هرگز فکر نمی کردیم با همچین استقبالی روبرو بشود.

خنده دار نیست تو مملکتی که این همه پیشینه هنری داره یک تریبون حتی در حد شوخی هم وجود نداره که هنرمندای با استعدادمان به مردم معرفی بشوند ؟

راستش همه چی باند و باند بازی شده و همه چیز دست تهیه کننده هاست و خواننده هایی که الان در صدر هستن به تعداد انگشت های دست هم نمی رسه ...از طرف دیگر در حاشیه پر از خواننده هاییست که اکثراً حتی دوره مقدماتی آواز رو هم نگذروندند و این خیلی بد است . ولی بیرون از این گود خیلی ها هستند که می توانند سرنوشت موسیقی مان را عوض کنند که هیچ استفاده ای از ایشان نمی شود ، اگر هم تریبونی باشد یا بخواهد ایجاد بشود مطمئنن برای برای کسانی هست که پشتوانه مالی و انسانی دارند !

با توجه به این الان میبینیم یک سری نا خواننده ی خالتور نوازه عروسی خوان توی صدا و سیما و شبکه های سراسری حضور پیدا می کنن ؟

من به شخصه به این دوستان احترام می گذارم و می گویم به هر صورت این ها هم جزء لازمی از هنرمان هستند ... ولی بحث بر این است که جایگاه این دوستان حقیقتا استیج رسانه ای هست که به عنوان رسانه ملی ایرانی تمام دنیا می بینند ؟ آیا واقعا این دوستان خودشون رو در سطح بِرندهای دنیا می دونند !!! من فقط از خودِ اون هنرمندان و مردمی که بیننده و شنوده این برنامه ها هستن خواهش می کنم که نگذارند هنرمان زیر سوال برود .

به نظرتون چه افرادی بزرگترین خیانت رو به موسیقی می کنن ؟

به نظرم تنها افرادی که دارند به موسیقی خیانت می کنند خودِ ما هستیم که با این تمدّن موسیقی هنوز فرق موسیقی بد و خوب را نمی دانیم البته به عزیزان جسارتی نباشه ولی این حقیقت جاری در جامعه است

به نظرتون چرا تهیه کننده ها از کارهای خوب و با اصالت حمایت نمی کنن ؟

با اینکه همیشه برای دوستان تهیه کننده بی نهایت احترام قائل بوده ام اما حقیقتاً الان موسیقی ما وارد حاشیه شده است و از اصل مطلب کاملا دور شده ، و تهیه کننده ها اکثراً به جای اینکه یک هنرمند و بالا بکشن به فکر اندوخته ی جیبشون هستن ، در واقع یک جورایی الان خواننده ها گارسونِ تهیه کننده ها هستند و این یک واقعیته دردناکه ...

چطور به پروژه ( چ - چمران ) اضافه شدید ؟

راستش من از طریقه یکی از دوستان معرفی شدم که ایشان من را به پروژه ی ( چ) معرفی کردند و ما هم با یک تیم بسیارخوب  و حرفه ای این موسیقی رو تولید کردیم . تنظیم این کار با دوست بزرگوارم نوید نقره زاد عزیز ، " ویلون " جناب آقای پیام طونی ، " پیانو " رضا تاجبخش عزیز ، " قانون " سرکار خانم مژگان محمد حسینی ، " گیتار بیس " علی شقاقی که از شاگردان استاد بابک ریاحی پور بودند " کمانچه " علیرضا دریایی و ترانه و ملودی رایا مهدوی عزیز بود.

و کلیپ این مجموعه توسط محمدرضا آهاری که از هنرمندان بسیار با لیاقت و حرفه ای هستند انجام شد و تهیه کنندگی این کار به عهده ی داوود بیات عزیزم بود  که واقعا ، هم توی این کلیپ و هم توی آلبوم به من خیلی کمک کردند . اما هنوز مشخص نیست که 100% از کاره من در فیلم آقای حاتمی کیا استفاده کنند یا خیر

بازتاب مردم به کلیپ غروب چگونه بوده ؟ با چه افرادی تو این پروژه همکاری داشتید ؟

بسیار خوب بوده ، طوری که من انتظار نداشتم . در خیلی از جوامع موسیقی دیدم در مورد این کار بحث می کنند و خیلی از بزرگان هنر به من در مورده این کار تبریک گفتند که با عث افتخاره من بود . از عوامل کار هم که توی جواب قبلی ازشون اسم بردم واقعا تقدیر و تشکر می کنم .

توی آلبومتون با چه کسانی همکاری کردین ؟

استاد ایمان جعفری پویان ، استاد علی جعفری پویان ، احسان غلامی بیرقدار ، نوید نقره زاد ، وصال پیر دل زنده ، رایا مهدوی ، علی کاظمی ، حسین سلیمانیه و ....

سبک کاری که دنبال می کنید چه سبکی هست و آیا دنبال نوآوری تو موسیقیتون هستین؟

من سبک خواندنم پاپِ ایرانی هست که در یک سری از کارها تلفیق با موزیک غربی انجام شده ، البته اصالت ایرانی بودن کارها حفظ شده . فکر می کنم استفاده از موسیقی غرب نوآوری به وجود بیاورد برای  من .

محمدرضا مقدم به دنبال همکاری با چهره هاست یا چهره ها به دنبال همکاری با مقدم ؟

محمد رضا خیلی جا دارد تا ، کسی دنبالش بیفتد و احتیاج دارد که به تجربه های خوبی برسد ، البته من واقعاً دوست دارم با کسانی که مثل خودم چهره نیستند کار کنم که همه با هم بیایم بالا .

نظرت نسبت به اینکه خواننده ها وقتی معروف میشن این انتظار برایشان به وجود می آید که دیگران باید کار رایگان بهشون ارائه کنن چیه ؟

اصلا همین چیزی رو قبول ندارم همه برای کاری که می کنند زحمت می کشند اتفاقا یه آدم معروف پول بیشتری برای لباس خریدنش خرج می کنه و بهترین ها رومی پوشه این مسئاله باید توی کارش هم مصداق پیدا کنه . البته یه موقع هایی کار هدیه داده میشه به آدم که نسبت به تجربه ای که دارم حتی همون هدیه هم اگر تسویه بشه بهتره

توی خلوت خودت بیشتر چه موزیکی گوش می دی ؟

بیشتر موزیک های بی کلام و موسیقی های قدیمی  ، چون هنوز که هنوزه بهترین کارهای ما ، کارهای ایرانی قدیمی است .

نحوه ی خواندنت چقدر متاثر از موسیقی ای هست که می شنوی ؟

خیلی ... چون گوش دادن موسیقی یه تمرین عالیه و تمرین هم که پدر تجربه است .

آخرین باری که یک کارخوب شنیدی کِی بود ؟ و اگر دوست داری بگو از کی بوده؟

آخرین بار تقریباً عید امسال بود که یک کاره زیبا از آقای " داریوش اقدامی " به نام " به دادم برس " شنیدم و هنوز هم این کار زیبا را می شنوم .

من با توجه به تجربه ی شخصی ام با بررسی ای که کردم چه عامه ی مردم و چه حتی موزیسین ها که تخصصی کار می کنن نهایتا انتخاب قلبی شون موسیقی با اصالت ایرانی ( دهه ی 40 و 50 ) حالا نه حتما سنتی که در قالب پاپ هم موسیقی ای که از چشمه ی ایرانیزه جوشیده س .. اولا موافقین یا نه ؟ اگر موافقین فکر می کنین علت این مسئله چیه ؟ و با توجه به این این موضوع چرا سازنده های موسیقی و شنونده ها تلاش می کنن اون چیزی که بهش تعلق خاطر ندارن رو انتخاب کنن ؟

بله قبول دارم ، ببنید توی کشور ما زمانی که رادیو و تلوزیون و به طور کلی رسانه هایمان روشن میشود و موسیقی پخش می کند  ما موسیقی ایرانی می شنویم ؛ ما با این کار ها بزرگ شدیم ، عاشق شدیم ، زندگی کردیم  ... البته دوستان سعی دارند تلاشهایی انجام بدهند که امیدوارم به نتایج خوبی برسند و ته آنچه بهش می رسیم این نباشد که گوش مخاطب را به شنیدن موسیقی ای که خالص نیست و بی هویته عادت بدهیم ، البته به هیچ عنوان منظورم این نیست که هر موسیقی که غیر ایرانی هست غیر اصیله ولی وقتی  یک غیر ایرانی هرچقدر هم که به موسیقی ایرانی مسلط باشد بخواهد یک موسیقی ایرانی بسازد در برابر موزیسین های ما حرفی برای گفتن ندارد و دقیقا بر عکس این موضوع هم صادق هست .... و این میشود که می گویم گوش مخاطب بشندین موسیق بد و غیر خالص عادت می کنه .

نظرت در مورد کاور کردن تو موسیقی چیه ؟

به هیچ عنوان موافق این موضوع نیستم چون واقعاً نوعی سرقته ، درست مثل این می مونه که ما دسترنج یک انسانی که برای آنچه حاصل عمرش بوده سالها تلاش کرده را باره وانت بزنیم و ببریم . البته این نظر شخصیه بنده هست و نظر دیگر دوستان هم کاملا محترمه .

با بازخوانی موافقی یا نه ؟ چون من به عنوان یه  شنونده معتقدم بازخوانی برای خواننده مثل راه رفتن روی لبه ی تیغ است !

کار یا خوب می شود که خاطره ی خوبی میشود یا آنقدر بد می شود که به خاطراتی که یک عمر مردم لطمه می زند نظرت رو در این باره هم دوست داریم بدانیم .

من هم با شما موافقم ، البته من خودم هم این کار رو کردم ، بازخوانی کارهای فاخر توسط خوانندگان نسل جدید خوب هست به شرط اینکه کار در خوره شان شخصیت هنری کار باشد وگرنه همانطور که شما هم گفتید نه تنها باعث شکست خواننده می شود بلکه یک عمر خاطره ی زیبای مردم را هم می شکند .

به عنوان حرف آخر اگر حرفی باقی مانده دوست داریم بشنویم...

اول از پدر و مارم که اسطوره های زندگی من هستن تشکر می کنم که هر آنچه امروز دارم از آنهاست ، از خواهرهای گلم ممنونم ، دستشون را می بوسم ، همچنین از دوستان عزیزی که برادرانه دوشادوشه من بودند آقایان افشین کریمی ، محمد رضا آهاری و داوود بیات بسیار سپاسگزارم و ... از مردم عزیزمان عاجزانه خواهش می کنم کارهای خوب رو گوش بدهند ، خواهش می کنم کارهای ماندگار را از کارهای مصرفی تفکیک کنند . باور کنید که حتی از من بهتر ها هم بسیارند ، افرادی که لیاقت دیده شدن در بالاترین جایگاهها رو دارند ولی متاسفانه امروز جایشان سبز نیست ... و بدونن که دوستشون دارم ، سپاسگزارم .

اگر تا کنون موفق به دیدن کلیپ غروب نشدید می توانید این ویدئو را از" اینجااینجا " ببینید

برای دیدن سایز اصلی بر روی عکسها کلیک کنید

   

   

 " منبع : اختصاصی بکاستیج "

 

 

بک استیج - نداسیجانی:   مانی رهنما خواننده قطعه معروف  وماندگار پرنده” تا به امروز علاوه بر انتشار آلبوم های موفق”بغض”،”آخرین غزل”،”من و تو”،”کجا به خنده می رسیم” و…، دستی هم در خواندن تیتراژهای سریال و فیلم همچون “مرسدس” و “پروانه “داشته است. قطعه«شب سرد» عنوان تیتراژ پایانی سریال «پرانه» با صدای «مانی رهنما»است . ترانه سرای این کار«عب الجبار کاکایی» و ساخت آهنگ و تنظیم آن نیز  از«فرید سعادتمند» می باشد.
این هنرمند در گفتگو با شبکه ایران درباره حضورش به عنوان خواننده تیتراژ این سریال و همچنین کارهای جدیدش و مافیایی که در تیتراژ سریال و فیلم در تلویزیون وجود دارد سخن گفته است.

 

جناب رهنما درباره حضورتان در تیتراژ سریال “پروانه ” بفرمایید؟
من پیش ازاین درسریال “معما” با همکاری فردین خلعتبری با آقای منصور سهراب پور همکاری داشتم. حدودا
۴ماه قبل از پخش و شروع سریال “پروانه”دوست عزیزم آقای سهراب پور با من تماس گرفتند و در مورد این سریال و حضور آهنگسازمستعد و با تجربه فرید سعادتمند خبر دادند. با توجه به همکاری قبلی با آقای سهراب پور قرار بر این شد کار فرید را گوش کنم و بعد از شنیدن، متوجه شدم قسمتی از ترانه برای استاد عبدالجبار کاکایی است که به ایشان خیلی ارادتمندم. وقتی کار تکمیل شد و برای ضبط آماده شد، رفتم و این کار را اجرا کردم. امیدوارم مورد رضایت مردم قرار گرفته باشد.
درانتخاب و یا تغییرملودی اظهارنظر داشتید؟
آهنگسازی قبلا توسط آقای سعادتمند انجام شده بود فقط در قسمت شروع ملودی با توجه به ضعف کار قرار شد یک مقدار تغییرات در آن انجام شود.
آیا همکاری در «پروانه» باعث این نشد کارهای تازه ای به شما پیشنهاد شود؟
خیر. در مورد حضورم در تیتراژ این سریال هم یک مقدار تعجب کردم. آقای سهراب پور محبت داشتند و دنبال این بودند که کار خوبی اجرا شود؛ لطف داشتند بنده را انتخاب کردند.در حال حاضرخواندن تیتراژ سریالهای تلویزیون در اختیار مافیایی است که به تنها چیزی که توجه نمی کند کیفیت کار است، در این اوضاع به تنها چیزی که توجه نمی شود زیبا بودن ترانه، ملودی، تنظیم و اجرای نهایی است! چون متاسفانه بیشتر از کیفیت پشت پرده هاست که تعیین می کند چه کسی تیتراژ را بخواند. امیدوارم رفته رفته این وضعیت اصلاح شود..
به عنوان هنرمند با تجربه درعرصه خوانندگی وآهنگسازی، تیتراژ سریال یا فیلم چقدرمی تواند در بالا بردن وجه مضمونی یا محتوای فیلم اثرگذارباشد؟
به نظرمن در درجه اول باید ضرورت ایجاب این تیتراژها وجود داشته باشد چون صرفا اگر بخواهیم به گیشه و جلب نظر مخاطب خصوصا مخاطب عام توجه کنیم به خطا رفته ایم اما اگر ساخت این تیتراژها ضرورت داشته باشد و همچنین در راستا و همگام با سریال یا فیلم باشد هم خاطره انگیز است و هم تصاویر سریال را در ذهن مخاطب زنده می کند. همچنین این امر سبب می شود خود ترانه اشراف بیشتری برای بیان کردن و ارائه شدن داشته باشد.
اشاره فرمودید به مافیای موسیقی، نظرشما در مورد استفاده از خواننده های تکراری در سریال های تلویزیونی خصوصا سریال های ماه رمضان چیست؟
مسئله تکراری بودن خواننده های تیتراژ به مافیا و لابی هایی که انجام می شود بر می گردد. اینگون کارها نه تنها به هنر ما کمک نمی کند بلکه ضربه هم می زند. از آن بدتر این است که خواننده ای که درتیتراژ سریال یا فیلمی یک اوجی را می خواند در صورتی که همان خواننده در کنار گوش من خوانده و واقعا اصوات می به بالا را هم مشکل می تواند بخواند یعنی همه این فضاها و صداهای شخص توسط دستگاه و به صورت مجازی و الکترونیکی ایجاد می شود. به نظر من انجام این کارها نه به آن شخص، نه به مردم، نه به فرهنگ و نه به موسیقی کمک نمی کند. اینها فقط ضربه ای است که به موسیقی نازنین کشورمی خورد اما امیدوارم روزی متوقف شود و یک مقدار بیشتربه طبیعت وروح واقعی موسیقی اهمیت داده شود.
خاطره ای از سریال «پروانه» دارید؟
خیلی خوشحال شدم که آقای فرید سعادتمند و آقای سهراب پور را دیدم. آشنایی با این عزیزان برای من محترم است. اما حضور خانم سارا بهرامی برای من خیلی مسرت بخش بود. حدودا
۷-۶سال است که ایشان را می شناسم و در مقطعی با هم همکاری داشتیم. ایشان بسیارعلاقمند بودند که بازیگری را بصورت جدی دنبال کنند و من به خانم بهرامی تبریک می گویم.خاطره ام از این سریال موفقیت خانم بهرامی است. ایشان خیلی برای کارشان زحمت کشیدند. این موفقیت برای من خیلی دلچسب است و مطمئنم ایشان روزی به اوج خواهند رسید.
از کارهای جدیدتان بفرمایید؟
کار جدیدم آلبوم موسیقی “با خودم می‌رقصم” است که شامل
۱۲ تا ۱۴ قطعه است و به احتمال زیاد نام این اثر تغییر ‌کند. آهنگسازانی که دراین کار با من همکاری داشتند سیروان خسروی، بهنام رهنما، دانیال خسروی و علیرضا افکاری هستند و ترانه سرایان آن بابک صحرایی، محمدرضا رهنما، افشین مقدم و سجاد ایران نژاد می باشند.این آلبوم در یک ژانر بسیار متفاوت است و مطمئن هستم هموطنانم به این موضوع پی خواهند برد.

 

منبع: شبکه ایران

 

 

 

 

حمیدرضا خجندی : آلبومم حوالی عید فطر به بازار می آید

 

      بک استیج - سالومه گلمکانی : حمیدرضا خجندی از قدیمی های پاپ است . رزومه ی کاری اش حکایت حرفه ای بودنش دارد ، یک هنرمند حرفه ای که در موسیقی دنبال نان و نام نبوده است ؛ به بهانه قرار گرفتن در آستانه ی انتشار آلبوم " آره یا نه ؟ " گفتگوی کوتاهی با خجندی داشتیم ...

 

آقای خجندی از چه زمانی و به چه صورتی وارد موسیقی شدید ؟
از سال ١٣٥٩ با به عنوان تك خوان گروه سرود مدرسه خوندن رو شروع كردم و از سال ١٣٦١ هم شروع به نواختن ساز سنتور و فراگيرى تئورى مقدماتى موسيقى كردم.

چه زمانی متوجه شدید که توانایی خواندن دارید ؟
من در ايام كودكى علاقه ى زيادى به صداى دو هنرمند بزرگ كرد (مظهر خالقى ، خواننده ى موسيقى كردى) و (منوچهر طاهرزاده ، خواننده ى موسيقى پاپ) داشتم و آهنگهاى اين دو خواننده رو هميشه ميخو
اندم ، ضمناً آثار مجتبى ميرزاده هنرمند بزرگ و افسانه ى موسيقى كردستانات را به عنوان يك سنبل و الگو پى گيرى مى كردم.

چه انگیزه ای برای خوانندگی داشتین ؟
هميشه از خواندن لذت برده ام و براى اينكه بتوانم اين كار رو به صورت علمى انجام بدهم ،
رديف هاى آواز سنتى رو خدمت آقاى سيد جلال الدين محمديان ، تكنيك هاى آواز پاپ رو در محضر زنده ياد منوچهر طاهرزاده و آواز جهانى رو با شركت در كلاس هاى كُر دكتر موسيسيان فرا گرفتم.

چرا انقدر دیر استارت آلبوم رو زدین با وجود اینکه سابقه ی طولانی در موسیقی و خوانندگی دارین ؟
در گذشته به دليل نبودن امكانات سخت افزارى و نرم افزارى و تكنولوژى نوين آهنگسازى ، خلق يك اثر با توجه به محدوديت موجود على الخصوص كمبود استوديوهاى حرفه اى در ايران و هزينه هاى جارى اعم از دست مزد نوازندگان و... به كُندى و سختى ممكن بود و قبلا من هم مشقت هاى فراوانى براى آلبوم هايى كه توسط خوانندگان ديگر ساخته و تنظيم كرده بودم متحمل شده ام ، امّا سال ١٣٨٢ وقتى كه به عنوان بهترين خواننده ى توليدات موسيقى صدا و سيماى ايران انتخاب شدم احساس كردم كه بايد آلبوم مستقلى با صداى خودم داشته باشم و با كمك و همكارى دوست دوران كودكى ام آقاى فرشاد رستمى آلبوم اولم يعنى (قصه هاى شيطونكى) رو با استفاده از بهترين نوازندگان موسيقى ايران توليد كردم.

چه سازهایی رو به صورت تخصصی می نوازید ؟
با اينكه ساز تخصصى ام سنتور و رشته ى تخصصى ام آهنگسازى است اما من اكثر سازهاى ايرانى و محلى ايران رو از قبيل: دف ، سه تار ، تار ، بربط ، تنبور ، تنبك ، سرنا ، دودوك ، دوزله ، باقلاما ، دهل ، دايره و... مينوازم و تا حدود زيادى با پيانو ، گيتار و ويولن هم آشنايى دارم.

آیا موسیقی رو آموزش هم میدید ؟
من سالهاى زيادى ست كه به آموزش موسيقى مشغولم و از حدود ١٥ سال پيش تا كنون هم يك آموزشگاه مجاز و رسمى به نام آموزشگاه موسيقى اهورا دارم كه با تعدادى از همكارانم به تربيت و پرورش هنرجويان موسيقى ايرانى و جهانى مشغول هستم.

حدود 2 سال ( که تقریبا طولانی ترین زمان برای پخش تیتراژ یک برنامه است ) تیتراژ برنامه سیمای خانواده با صدای شما پخش می شد ... تو این مدت چه بازتابی از مردم گرفتین ؟
ابتدا بايد يادى از دوست عزيز و مهربانم آقاى مصطفى ربيعى كارگردان تيتراژ سيماى خانواده كه مسبب اصلى توليد اين قطعه بود كنم ، اين آهنگ يكى از مظلوم ترين قطعات تاريخ تلويزيون ايران بود چرا كه رسانه ها به شايستگى نه از اين قطعه ، نه از من حمايت نكردند و اين به عنوان يك گلايه ، هميشه نسبت به رسانه ها نزد من به يادگار خواهد ماند...
هر وقت كه من برنامه ى ارگانى و يا كنسرت داشتم وقتى اكثر تماشاچيان اين آهنگ رو با من ميخوندند برام خيلى لذت بخش بود اما متاسفانه هيچكى اسم خواننده ى اين قطعه رو نه ميدونست و نه اونو ميشناخت ، امّا طى همين ساليان خيلى از همكاران عزيزم با خواندن تيتراژ يك سريال يا برنامه ى چند قسمتى خاص به موفقيت هاى ويژه اى دست پيدا كردند...
اما با توجه به تمام اين دل رنجيدگى ها اين آهنگ و استقبال مردم انگيزه ى منو واسه خوندن چند برابر كرد...

آلبومتون چند قطعه داره و با چه کسایی تو آلبومتون همکاری کردید ؟
آلبوم من حدود ١٠ قطعه داره كه ٢ قطعه از ملودى ها كُردى و ٥ قطعه ى اون ساخت خودم و ٣ قطعه ديگه هم توسط بانو (مريم حسين زاده) آهنگسازى شده است.
استاد بيژن ارژن ٢ قطعه ، مريم حسين زاده ١ قطعه ، وحيد روشن ضمير ٤ قطعه ، مريم آزادى ٢ قطعه و محسن معراجى ١ قطعه از ترانه هاى اين آلبوم رو سروده اند...
آقاى فواد سمندى ٢ قطعه ، آقاى حسين طاهرى ٢ قطعه و بقيه ى قطعات هم توسط خودم تنظيم شده است.

چند درصد از آلبومی که تولید کردید رضایت دارید ؟
اين اولين بارى است كه در توليد آثارم به مردم فكر ميكنم و براى خلق اين آلبوم كلى از
خواسته هاى خودم را ناديده گرفتم به همين دليل آلبومم را در ژانرى كار كردم كه نسبت به قبل تفاوت زيادى دارد.
من تمام آهنگهایم را مثل فرزندهایم دوست دارم امّا مهم رضايت مردم است كه اگر  اين اتفاق بيفتد موجب رفع خستگى و خوشحالى عوامل توليد اثر خواهد شد ، اين آلبوم برام سراسر پر از (خاطره ، اميد ، دلبستگى و عشقه) ، و توليد اين اثر در بهترين و قشنگ ترين لحظات ، دقايق ، ساعات و روزهاى عمرم صورت پذيرفت و اميد زيادى به وقوع اتفاقات خوب براى اين آلبوم دارم و از علاقه مندان موسيقى تقاضاى حمايت دارم و مطمئنم كه بدون حمايت آنها هرگز هيچ اثرى موفق نخواهد شد و همه ى ستارگان موسيقى ايران بايد بدانند كه عمده اى از موفقيت شونو مديون مردم هستند...

علت خاصی پشت انتخاب اسم " آره یا نه " وجود داشت؟
به دليل اينكه دو آلبوم قبلى من اسم هايى طولانى اى داشتند ، اين بار دنبال نامى بودم كه هم عاميانه و هم خاص باشد ، با توجه به انتخاب و تأكيد خانم مريم حسين زاده (مشاور ، راهنما ، همكار و ياور با صداقت و گراميم در اين آلبوم) اين اسم را انتخاب كردم...

با توجه به سابقه و نوع فعالیتتون بازار پاپ رو چطوری ارزیابی می کنید ؟
متاسفانه بازار موسيقى پاپ تاحدود زيادى براى تعداد محدودى از همكارانم انحصارى شده و اكثر رسانه ها هم تيترها و اَهَم اخبار و بردهاى تاپ تبليغاتى خود را به همين تعداد محدود اختصاص داده اند و اين همان آفتى است كه موجب ديده نشدن آهنگ تيتراژ سيماى خانواده ى من شد..
اميدوارم كه دوستان گرامى كمى بيشتر در اين زمينه تعامل كنند تا ديگر هنرمندان هم فرصت و امكان بهره بردن از اين فضا رو داشته باشند...

زمان پخش آلبوم مشخص شده یا خیر؟
تمام تلاشم اين است كه حوالى عيد فطر اين اثر راهى بازار شود ، امّا بايد شرايط پخش رو بر آورد كرده تا آلبوم زمانى منتشر بشه كه هم ديده و هم شنيده بشه ، در غير اين صورت قطعا اتفاقى براى آلبوم رخ نخواهد داد...

 

 

 

 

 

 

 

 

 

سینا حجازی: خودم را شاگرد چاوشی می دانم

بک استیج  : مرد دوست داشتنی موسیقی ایران. این لقبی است که می توان به سینا حجازی داد که این روزها سخت مشغول کار روی اولین آلبوم مجاز خود است که اگر همه چیز بر وفق مراد باشد تا آخر امسال وارد بازار خواهد شد. سینا خیلی دیر موسیقی حرفه ای را آغاز کرد اما به سرعت توانست پله های ترقی را یکی پس از دیگری طی کند و خودش را به عنوان ستاره ای نو ظهور در آسمان موسیقی ایران مطرح کند. حجازی خیلی سخت تن به مصاحبه می دهد و نهایتاً سالی یکی- دو گفت و گوی مطبوعاتی انجام می دهد. این جدیدترین صحبت های سینا حجازی است که در آن برای اولین بار به ماجرای علاقه اش به بازیگری، حرف های مشترکش با محسن چاوشی، جزئیات آلبوم جدید و خیلی چیز های دیگر اشاره کرده است.

 

سیاست خاصی را برای انتشار تک آهنگ هایت دنبال می کنی؟


فکر می کنم برای اینکه مردم آلبوم یک خواننده را بخرند باید او را بشناسند.

فکر نمی کنم کسی آلبوم خواننده ای که نمی شناسد را صرفاً به خاطر

عکس روی جلد آلبوم خریداری کند. فکر می کنم برای انتشار

یک آلبوم موفق، بهترین سیاست این است که اول خودت را به

مردم معرفی کنی. من هم تصمیم گرفتم هر ماه یک تک آهنگ

منتشر کنم تا از این طریق هم حضور داشته باشم و هم خودم

را به مردم معرفی کنم.

از طرفی فکر می کنم فضا طوری نبود که بتوان بدون هیچ پیش

زمینه ای آلبوم داد.

منظورت شلوغی بازار موسیقی است؟


نه، به هرحال فضای کاری من یک مقدار متفاوت تر از کارهای مرسوم بازار موسیقی است. شاید یک مجموعه ده تراکی با این فضا خیلی زود از سوی مخاطب پس زده

می شد. اما وقتی هر ماه یک آهنگ منتشر می کنی، مخاطب این فرصت را دارد که روی آثار فکر کند و با آن آشنا شود.

سال 88 موسیقی را به صورت جدی آغاز کردی، یک مقدار دیر به سراغ موسیقی نیامدی؟

من خیلی وقت است که با موسیقی آشنا هستم و از 12-13 سالگی هم به سراغ سازهای کوبه ای رفتم. قبل از اینکه سال 88 مسیر جدیدی را در موسیقی آغاز

کنم، یک آلبوم کامل به همراه شهاب اکبری آماده کردم که همه ترانه هایش متعلق به امیر ارجینی بود. این آلبوم تجربه خوبی بود اما چیزی که می خواستم نشد و

حس می کردم جنس دیگری از موسیقی در ذهنم است. به همین دلیل این آلبوم که نتیجه 3-4 سال تلاشم بود را کنار گذاشتم و دوباره شروع کردم.

اینکه نتیجه کار چند ساله ات آنطور که می خواستی نشد، تو را دلسرد نکرد؟

نه، ببین من معتقدم موزیک اول باید به دل خودت بنشیند تا بتواند روی مخاطب اثر لازم را بگذارد. آن آلبوم کارهای بسیار خوبی داشت اما خیلی پاپیولار بود و هیچ

ربطی به سبکی که امروز دنبال می کنم نداشت.

و چی شد که به «لیلی» رسیدی؟

«لیلی» اولین کاری بود که خودم نوشتم، ساختم و تنظیم کردم. قبل از اینکه به این تراک برسم، فکر می کنم 20 قطعه ساختم که هیچ کدام آن چیزی که می خواستم

نبود. محسن چاوشی عزیز هم واقعاً در این مسیر صبوری کرد. این کارها را می ساختم و برای محسن می گذاشتم تا او نظرش را بگوید، او هم با صعه صدر و حوصله

کارها را می شنید و اشکالات کار را به من گوشزد می کرد. وقتی «لیلی» را برای محسنplay  کردم، محسن گفت دو حالت برای این آهنگ ممکن است ایجاد شود. یا

اتفاق فوق العاده ای برای آن میفتد یا اینکه فضای آهنگ را مسخره می کنند.

می دانستی «لیلی» آهنگ مورد علاقه کارلوس کی روش است و قبل از بازی های تیم ملی ،این آهنگ بارها در اتوبوس، برای بچه ها پخش می

شود؟

واقعاً؟ از این موضوع خبر نداشتم. راستش اصلاً فوتبالی نیستم اما خیلی خوشحالم از اینکه «لیلی» توانسته به بچه های تیم ملی انرژی بدهد.

و در مورد کی روش چه نظری داری؟

سلام من را بهش برسان و بگو بابت خداحافظی که با مربی کره داشتی ممنون.

نوع موسیقی که دنبال می کنی نزدیک به موزیک آمریکای جنوبی و آمریکای لاتین نزدیک است، کشش به سمت این نوع موسیقی اتفاقی بود یا

خودت به این ژانر علاقه داشتی؟

من سازهای کوبه ای را با کمک همایون نصیری یاد گرفتم. همایون خیلی اصرار داشت که برای یادگیری بهتر ریتم ها آثار «کارلوس سانتانا» را گوش کنم. به همین دلیل

ناخودآگاه هم برای لذت بردن از موسیقی و هم تمرین ریتم ها به سمت موسیقی آمریکای جنوبی و لاتین (رگه) کشیده شدم. فکر می کنم کار خودم هم تلفیقی

است از موسیقی آمریکای لاتین و لحن های ایرانی که شاید مخصوص خودم است.

نوع ترانه هایت جوری است که شاید خیلی از آن ها پشت خط قرمز مجوز باقی بمانند، از این قضیه نمی ترسی که با ورود به دنیای مجاز و رعایت

چهارچوب های مشخص آن، نوع موسیقی ات هم تغییر کند؟

تو وقتی به کار هنری می کنی، نسبت به مخاطبینت مسول هستی. به قول خسرو شکیبایی؛ تو تا آخر عمر نسبت به کسی که علاقمندش کردی مسولی! تو به

عنوان خواننده یک روز با خودت می گویی که بالاخره من باید یک روزی برای کسی که می خواهد من را بشنوند اجرا بگذارم و روی استیج حاضر شوم یا خیر؟!  اگر

بخواهم کنسرت بگذارم باید آلبومی درهمین چهارچوب هایی که می گویی منتشر کنم. حس می کنم الان دیگر وقتش رسیده که یک مجموعه منسجم به نام آلبوم

منتشر کنم. البته می توان یک سری حرف ها را به وسیله آلبوم زد و یکسری صحبت ها را هم به کمک تک آهنگ ها بیان کرد.

قرار است در آلبوم اولت شاهد یک سینا حجازی جدید باشیم یا با کمترین تغییر نسبت به سبک فعلی ات آلبوم را روانه بازار خواهی کرد؟

در آلبوم هم سعی می کنم همین سبک فعلی را ادامه دهم. اگر دقت کرده باشی می بینی که من وقتی تیتراژ تلویزیونی هم خواندم همان سبک قبلی ام را ادامه

دادم. یا در «خلیج ایرانی» که به همراه محسن چاوشی اجرا کردیم و بارها از شبکه های مختلف تلویزیونی هم پخش شد، همان سینای همیشگی بودم. فکر می

کنم مقوله های کار نشده زیادی در حوزه به اصطلاح مجاز وجود دارد که تو می توانی به سراغ آن ها بروی و الزاماً نیازی نیست که کار هنجارشکن خاصی انجام دهی.

یک مقدار در آلبومت برایمان بگو.

این آلبوم که هنوز نامی برای آن انتخاب نکرده ام، آلبومی است که کارهای عاشقانه اش بیش از ژانرهای دیگر است. یک مقدار فضای تنظیم ها را تغییر داده ام و لحن

ملودی هایم را هم یک مقدار ایرانی تر کرده ام تا آلبوم بتواند طیف بیشتری از مخاطب را پوشش دهد.

فضای کلی آلبوم شاد است؟
بیشتر حس می کنم آلبوم خوشحال است تا شاد! حتی یک جاهایی غمگین است اما در نهایت به امید منتهی می شود.

ترانه ها و تنظیم های آلبوم متعلق به کیست؟

همه کارهای آلبوم را به جز میکس و مستر خودم انجام می دهم.

نگران نیستی لهجه کارها تکراری شود؟

فکر می کنم آلبوم باید متنوع اما تقریباً یک رنگ باشد. البته من هم با تو موافقم که بهتر است از تنظیم کننده ها و ترانه سراهای متفاوت اما هم عقیده با خودت

استفاده کنی. اما من واقعاً نمی دانم باید تنظیم کار «رگه» را به چه کسی بسپارم. من در فضایی دارم کار می کنم که خودم هم در حال آزمون و خطا هستم.

و قرار است چه زمانی منتشر شود؟

تمام تلاشم را می کنم که آلبوم تا آخر سال آماده شود.

آهنگ هایی که با ترانه های حسین صفا انجام دادی، کارهای موفقی بوده اند، چرا به سراغ حسین صفا رفتی؟

من و حسین یک سال هم خانه بودیم. اوایل فکر می کردیم از نظر تفکر هنری به هم هیچ ارتباطی نداریم و تصور می کردیم نمی توانیم با هم کار کنیم. من در ترانه و

موزیک به تصویر سازی معتقدم اما حسین به ساخت مضمون اعتقاد دارد. اما یک جایی به این نتیجه رسیدیم که می توانیم با هم کنار بیاییم و من از تصویرهای

حسین استفاده کنم. بعد از یک سال دیدیم وجوه مشترکی هم داریم و می توانیم گاهی با هم همکاری داشته باشیم. البته من معتقدم خواننده های ایرانی باید یک

مقدار مولف تر باشند. اگر من ِ سینا مولف باشم هم موفق تر خواهم بود و هم شنونده ام را با رشد خودم به سمت جلو حرکت می دهم.

فکر می کنم برگ برنده اکثر کارهایت هم همین تصویر سازی است که می گویی، چی شد که به تصویر سازی رسیدی؟

شاید به این دلیل است که فرزند ِ یک بازیگرم. سعی می کنم ترانه هایم شبیه به یک سناریو باشد. حتی در تنظیم هم تلاش می کنم سازها را آرام آرام به کار اضافه

کنم تا مثل یک فیلم سینمایی دارای فراز و فرود باشد.

«مسیر انحرافی» تجربه موفقی برای تو بود. چرا این حضور در رسانه ای مثل تلویزیون برای سینا حجازی ادامه پیدا نکرد؟

راستش مردم یک مقدار تند به حضور در تلویزیون نگاه می کنند. وقتی آهنگی از رسانه ای مثل تلویزیون پخش می شود موضع گیری می کنند که این موضع گیری برای

«مسیر انحرافی» خیلی شدید بود. اما به نظر من رسانه، رسانه است و باید به این توجه داشت که چه چیزی از آن تریبون بیان می شود. فعلاً این رسانه است که

مجاز بودن یا نبودن کار مرا تعیین می کند. یعنی شما آهنگی که از سایت «رادیو جوان» دانلود می کنید را غیرمجاز می نامید و آهنگی که از رادیو یا تلویزیون می

شنوید را مجاز می نامید. البته به نظر من این دسته بندی ها درست نیست. من معتقدم موسیقی غیر مجاز وجود ندارد و ذات موسیقی نجیب است. این شعر و ترانه

است که می تواند باعث انحراف موسیقی شود.

با این تفاسیر اگر به تو بگویند خواننده زیر زمینی ناراحت می شوی؟

نه. واژه زیر زمینی برای من دوست داشتنی است. مردم کارهای زیرزمینی را بیشتر دوست دارند. اگر توجه کنی می بینی که مردم ورژن زیر زمینی اکثر خواننده ها را

بیشتر از ورژن مجاز آن ها دوست دارند. من اصلاً از برچسب زیرزمینی ناراحت نمی شوم. حتی در جشن «موسیقی ما» وقتی متوجه شدم هیچ کدام از خواننده های

زیرزمینی اجازه حضور در این مراسم را ندارند و فقط من می توانم در این جشن حضور پیدا کنم، دلسرد شدم و نرفتم چون هنوز خودم را جزو اهالی زیرزمین می دانم.

فکر می کنم موسیقی زیر زمینی یک نجابت خاص دارد چون تو از همه چیز می گذری و فقط به عشق موسیقی و مردم کار می کنی

پدرت بازیگر و دوست صمیمی داریوش مهرجویی است، با این تفاسیر چرا بازیگر نشدی؟

تا الان همیشه در مواجه با این سوال می گفتم سینما را دوست ندارم و به همین دلیل به سراغ بازیگری نرفتم اما واقعیتش این است که یک بار به سراغ بازیگری رفتم

و تست هم دادم. حوصله داری داستانش را برایت تعریف کنم؟

حتماً

من و پسر آقای جیرانی در یک مدرسه و کلاس و نیمکت درس می خواندیم. جالب است که نه او می دانست پدر من بازیگر است و نه من خبر داشتم که او پسر فریدون

جیرانی است. هر از چند گاهی به خانه یاشار می رفتم و با هم موزیک گوش می دادیم. یک روز که کتابخانه بزرگ خانه شان را دیدم به یاشار گفتم شغل پدرت

چیست؟ به قیافه ات نمی خوره پدرت آدم حسابی باشه (خنده) یاشار هم گفت پدرم فریدون جیرانی است. گفتم فریدون جیرانی کیه؟ گفت کارگردان فیلم قرمز. آن

زمان هم فیلم قرمز خیلی سر و صدا کرده بود و تا اسم این فیلم را آورد متوجه شدم آقای جیرانی کیست. آن جا من هم گفتم که پسر صدر الدین حجازی هستم.

یاشار نزد پدرش رفت و گفت بابا می دانی سینا پسر آقای حجازی است؟ آقای جیرانی هم علی رغم اینکه از من زیاد خوشش نمی آمد (به دلیل شیطنت های دوران

نوجوانی) خیلی با احترام با من برخورد کرد. این موضوع گذشت تا آقای جیرانی من را برای بازی در فیلم «من ترانه پانزده سال دارم» معرفی کردند. در نهایت پیش

حبیب رضایی رفتم تا من را ببیند و تست دهد. آن روز خانم علیدوستی که آن روزها بازیگر آماتوری بودند هم حضور داشتند و یک سری عکس هم با یکدیگر گرفتیم.

آقای رضایی هم گفتند به نظرمن برای این نقش مناسبی، یک هفته دیگر تماس می گیرم تا دورخوانی را آغاز کنیم. در نهایت بعد از یک هفته با من تماس گرفتند و

گفتند آقای صدرعاملی تصمیم گرفته پسر خودشان در این نقش بازی کند. آنجا بود که تصمیم گرفتم هیچ وقت کاری را انجام ندهم که همه چیزش در اختیار خودم

نیست.

با توجه به اینکه دوست صمیمی چاوشی هستی، چقدر روی موسیقی هم تاثیر می گذارید؟

همانطور که می دانی موسیقی ما هیچ ربطی به هم ندارد. در «پرچم سفید» هم محسن لطف کرد و این افتخار را داد تا تنظیم یکی از آهنگ ها را من انجام دهم.

البته شاید در ظاهر نوعی موسیقی ما از نگاه مردم خیلی بی ربط باشد و من خوشحال ترین خواننده  و محسن جدی ترین خواننده تلقی شویم. اما اگر عمیق تر به

ماجرا نگاه کنی متوجه می شوی که هر دوی ما یک حرف می زنیم و مقصد یکی است و همان درد و ناراحتی نسل ماست. محسن جدی تر و رئال تر و من با طنز تلخ

حرف هایمان را می زنیم. نسل ما نسل تلخی است. فکر می کنم فصل مشترک کار من و محسن همین درد ها و ناراحتی است که من با زبان خودم و محسن با نگاه

خودش آن را بیان می کنیم. البته محسن حکم استادی برای من دارد و خودم را شاگرد او می دانم.

واقعاً به این موضوع اعتقاد داری؟

بله، محسن چندین قدم جلوتر از من است و خیلی مسائل را رد کرده و در این مسیر کمک های زیادی به من داشته و تجربیاتش را در اختیارم قرار داده است.

یک جمله در مورد محسن چاوشی برایمان بگو

رفیق روزهای خوب، رفیق خوب روزها

حرفی مانده که برایمان بگویی؟

باید از همسایه طبقه پایین تشکر کنم که در این چهار سال من را تحمل کرد و سر و صداهای من را تاب آورد. از دوستان و خانواده ام هم ممنونم که در کنارم هستند. 

منبع: تماشا

 

 

بک استیج - سالومه گلمکانی : مهرشادانصاری كه قراربود " یه آرزو" راسال

گذشته روانه بازار موسیقی كند ، بنا به دلایلی موفق به انتشار آن نشد و این

تاخیر موجب  شد تا عوامل سازنده  با دقت و وسواس بیشتری بر روی قطعات این آلبوم  كار كنند

 خواننده ی یه آرزو در گفتوگو با خبرنگار بک استیج در این‌باره گفت :

هر چند قرار بود آلبوم سالگذشته منتشر شود اما به هزارویک دلیل این اتفاق نیفتاد و انتشار آلبوم

 به بعد از ماه رمضان 92 موکول شد که البته این تاخیر باعث شد که مجداد درتنظیم ها دستی ببریم و

درواقع قطعات را به روزتر كنیم.

این خواننده درباره ی این اثر موسیقایی افزود :  اصلا تصمیم نداشتم که تا قبل از شناخته شد نه به

عنوان یک خواننده ی کاملا رسمی آلبوم منتشر کنم ، اما سال  89 که تنظیم قطعه ی" کاش یه

روزبیای " ( خانمخانما )  را به عنوان یک  " تک آهنگ  "  با تنظیم کننده ی آلبوم شروع کردیم ، بعد از دید ننتیجه ی کار، اصرار و امیدواریهای مهدی عشرتی بود که به

من انگیزه داد و تصمیم گرفتم تا در کنار تک آهنگ کار کردن ، آلبومی را هم روانه بازار موسیقی کنم و به همین دلیل همکاری من با این تنظیم کننده بیشتر و بیشتر

شد تا جایی که تنظیم تمامی قطعات آلبوم را با خیالِ راحت به ایشان سپردم.

انصاری در ادامه تاکید کرد : با توجه به اینکه بسیاری از هنرمندان اعتقاد دارند که در اولین آلبوم باید از اسامی ترانه سراها و تنظیم کننده های مطرح استفاده کرد ، به

این معنی که یک خواننده به کمک  " اسامی " مطرح میشود ، من هرگز اینکار را نکردم وسراغ دوستانی رفتم که به انگیزه و هنرشان اعتقاد و اعتماد دارم و به نظر من

یک اثر موسیقایی فقط و فقط از طریق حمایت و استقبالِ مخاطبانش میتواند موفق با شد و بنده به مطرح شدن یک آلبوم به کمک اسامی هیچ اعتقادی ندارم.  با

اینکه تولید یک اثر موسیقایی آنهم  " دست تنها " بسیار مشکل و در گاهی موارد حتی دلسرد کننده است ، اما با تمام توان تلاش کردم تا بتوانم اولین آلبومم را

مطابقِ  سلیقه مخاطبان ( نه سلیقه ی بازار ) تکمیل کنم . همچنین این نوید را به مخاطبان موسیقی پاپ میدهم که " یه آرزو" به هیچ آلبوم پاپِ دیگری شبیه نیست

و اثری کاملا متفاوت است و یک اتفاقِ  "خاص" هم در این آلبوم افتاده ، که اطمینان دارم مخاطبان عزیز بعد از شنیدن آهنگها متوجه آن خواهند شد!

مهرشاد انصاری در مورد فضا و سبک ترانه های یه آرزو نیز این گونه توضیح داد : "همکاران و مخاطبان بارها از من پرسیده اند چرا ترانه هایی که انتخاب میکنید اینقدر

غمگین هستند و من هم پاسخم این بوده که : نه اصلا اینطور نیست چرا که در آلبوم یه آرزو هم قطعات شاد و ریتمیک هست و همقطعات عاشقانه و هم به قول شما

غمگین ،ولی حتی اگر جز این هم باشد و همگی غمگین باشند که نیستند ، بالاخره این فضا سبک کاری است که من در حال حاضر انتخابش کردم و تغییر این فضا

بستگی به بازخوردهایی دارد که بعد از انتشار آلبوم ببینم" و مطلب دیگر اینکه ما در انتخاب ترانه ها ی آلبوم بسیار وقت و دقت صرف کردیم و جالب است که مخاطبان

موسیقی بدانند ، قصه ی تک تک ترانه های این آلبوم بر اساس واقعیت نوشته شده است . به طور مثال موضوع ترانه ی قطعه ی "جادوگر احساس" کاملا اتفاق افتاده

است و امیدوارم مخاطبان بتوانند با این قطعه که شخصا علاقه ی خاصی به آن دارم به خوبی ارتباط برقرار کنند.

انصاری در ادامه درباره قطعه ای با نام " حسود " که چندی پیش به صورت مجازی منتشر کرد افزود : همانطور که میدانید قطعه ی  "حسود" که ما آنرا باز سازی مجدد

کردی مو به عنوان پیشکشِ قبل از انتشار آلبوم به صورت اینترنتی تقدیم مخاطبان کردیم و بسیار هم مورد توجه قرارگرفت ، یک آهنگ بسیار قدیمی است و اصلا قصد

نداشتیم که در آلبوم قرار بگیرد  . من ترانه ی این قطعه راهم به صورت اتفاقی بین بقیه ی ترانه ها ی آلبوم به شورای شعر فرستادم و تقریبا مطمئن بودم که این شعر

هیچگاه مجوز نمیگیرد ، اما در نهایت تعجب شورای شعر مجوز این ترانه را صادر کرد ما هم تصمیم گرفتیم که این قطعه حتما در آلبوم استفاده شود و معتقدم که این

قطعه میتواند خاطرات زیادی را برای مخاطبانش زنده کند.

مهرشاد انصاری در انتهای اولین گفتگوی رسمی خود خاطر نشان کرد : در اینجا لازم میدانم از " مهدی عشرتی" عزیز کمال تشکر و قدردانی را داشته باشم ، چرا که

به کمک او بود که توانستم به " یه آرزویی " که میخواستم برسم و حالا که به انتشار آلبوم نزدیک هستیم امیدوارم مخاطبان موسیقی پاپ هم با حمایت و دلگرمی

نسبت به ما و این اثر ، انگیزه ی منو همه ی کسانی که برای به ثمر رسیدن این آلبوم زحمت کشیدند را تقویت کنند تا خستگی این چند سال از تن ما هم بیرون بیاید.

" اختصاصی بک استیج "

 

گفت و گو با آرمان شائقی

 

 

آرمان شائقی:

تا جایی که امکان داشته باشد موسیقی را ادامه خواهم داد

 

 

بک استیج - سالومه گلمکانی

آرمان شائقی...

خواننده ای نوپا اما با تجربه که با امید به بهبود وضعیت موسیقی پاپ پا به این عرصه گذاشته است.

به گفته خودش سال 80 وارد دانشکده موسیقی شده و از سال 81 نواختن ساز را آغاز کرده است. می گوید تازه وارد موسیقی نشده ام بلکه کارهای امروزم، نتیجه زحمات چندین ساله ی من است.

پیش تر تک تراک های "حرف دل"، "سر به سرم می ذاری" و... را با صدای این خواننده جوان شنیده ایم.

به تازگی نیز مطلع شدیم تیتراژ برنامه ضیافت الهی که به مناسبت ماه مبارک رمضان از شبکه دو سیما پخش خواهد شد، با اجرای آرمان شائقی است. به همین مناسبت گفتگویی هرچند کوتاه با وی ترتیب دادیم که خواندنش خالی از لطف نیست.

 

چی شد که برای برنامه ضیافت الهی انتخاب شدید؟

آقای فخر بخش از دوستان هستند که لطف داشتند و من را برای این کار معرفی کردند

وضعیت موسیقی پاپ ایران را چگونه می بینید؟

خیلی وضعیت خوبی ندارد! فقط امیدوارم که با گذشت زمان رو به بهبود برود!

اگر وضعیت موسیقی جالب نیست پس چرا این زمان را برای ورود به بازار موسیقی پاپ انتخاب کردید؟  

کاری است که شده!! مدتها بود که پیگیر بودم وارد عرصه موسیقی شوم تا اینکه قرعه به این روز افتاد! من تازه شروع نکرده ام، بلکه این نتیجه پیگیری سالهای قبل است.

برنامه تان برای آینده چیست و چه حدی رابرای موسیقی در نظر گرفته اید؟

موسیقی که پایانی ندارد و تا هرجا که امکان داشته باشد شاگردی خواهم کرد

کمی از آلبوم جدیدتان بگویید؟

در آلبومم که نام آن هنوز مشخص نیست، چند ملودی از آقای  طالب زاده  و یک کار هم از آقای بابک جهانبخش دارم.ملودی بقیه تراک ها را هم آقای پیام هوشمند نوشتند، به اضافه تنظیم کل آلبوم که ایشان زحمتش را کشیده اند. ترانه سرایان هم آقایان علی بحرینی، محمد کاظمی و امیر مسعود میردامادی هستند.  

 

چقدر انتظار دارید که آلبومتان موفق شود؟

هرچقدر که مخاطب بپذیرد. به نظر خودم که آلبوم خوبی شده است، به خصوص تراکی که آقای جهانبخش زحمت ملودی آن را کشیده اند. همچنین سه تراکی که آقای طالب زاده کار کرده اند گیرایی خاص خود را دارد. تنظیم های آقای هوشمند هم که دیگر نیاز به تعریف ندارد!

فکر می کنید مخاطب بتواند راحت با آلبوم ارتباط برقرار کند؟

واقعیت این است که امروزه رقابت کمی سخت تر شده، چون هوش موسیقیایی مردم قوی تر شده است. تمام سعی ما این است که خودمان را به روز نگه داریم. فعالیت در ایران حسن هایی دارد که یکی از آنها شناسایی سلیقه مردم ایران زمین است و این خیلی به بهبود کارهایمان کمک می کند

در این آلبوم از چه سبک هایی استفاده کرده اید؟

ترانس، اسلو، شش و هشت. می توان گفت برای هر سلیقه ای یک کار در نظر گرفته شده است.

زمان انتشار آلبوم هنوز مشخص نیست؟

نه متاسفانه، هنوز زمان دقیقی برای انتشار نمی توان اعلام کرد.

همکارانتان درتیتراژ برنامه ضیافت الهی چه کسانی هستند؟

ملودی و تنظیم از پیام هوشمند، ترانه از علی بحرینی و میکس و مستر هم کاری از آقای آرش پاکزاد است.

صحبت پایانی؟

ممنونم از شما

 

قسمت دوم مصاحبه آرش پاکزاد

آقای پاکزاد برگردیم به مسئله میکس و مستر ... الان همه میکس و مسترهایی که می شنویم یه صدا رو میده این چقدرش برمیگرده به سلیقه مخاطب و سطح پذیرشش از انواع موسیقی ؟

شنونده به این دلیل نپذیرفته که موزیکی که سالها شنیده یکسان و یه رنگ و شبیه بوده و چیزی دیگهای وجود نداشته که بشنوه یا انقدر کمرنگ بوده که شنیده نشده. انتخاب دیگه ای وجود نداشته واقعاً. بعد اگه این تغییر زیاد پیش نیاد برای شنونده، عادت میکنه که هرچی موزیک میشنوه کاملا شبیه هم باشه و زیادم براش مهم نیست که دنبال یه چیز جدید باشه چون هرچی می شنوه همینه و فکر می کنه درستش هم همین اینه؛ چون برخوردش تخصصی نیست و مطالعه دربارهی این یه مبحث به خصوص نداره میگه پس موزیک همینه که دارم گوش می کنم. اما نکتهی جالبش اینه که میبینیم کسی که میاد متفاوت کار میکنه چقدر دیده و شنیده میشه. جالب اینجاست که با اینکه این اتفاق میوفته و همه موزیسینها از صبح تا شب دارن در موردش صحبت میکنن ولی باز وقتی نوبت خودشون میشه یادشون میره این حرفها. دوباره همون کارهای تکراری گذشته و تکرار و تکرار. توی این سال‌‌های اخیر خیلی باعث خوشحالی من هست که دوستان زیادی بخاطر داشتن توانایی، موفق شدن این پنجرهی جدید رو برای شنوندهها باز کنن و باعث شدن که باقی موزیسنها هم تلاششون رو بکنند. اما همیش برای من جای تعجب داره که چرا برخی از این دوستان نمیخواهند که بهشون کمک بشه و کمی عوض بشن . . . سوالی هست که واقعا من رو خیلی درگیر میکنه

 شما خودتون تو کدوم کارا سعی کردین کار خاص و متفاوتی انجام بدین و تغییر اساسی ایجاد کنید ؟

 من تو تمام کارایی که انجام میدم تا اونجایی که تنظیم کننده اجازه بده و دوست داشته باشه و اصلا مایل به این تغییر باشه، من کار متفاوتی رو در میکس انجام میدم. یعنی اگر دقت کنید میبینید سعی میکنم برای هر کاری رنگ به خصوص خودش رو به وجود بیارم. هرچند که در نهایت معلوم میشه من میکس کردم! اما وقتی قبل و بعد میکس رو گوش کنید متوجه میشید که چه اتفاقات و تغییراتی رو بوجود آوردم. این همون بحثی هست که در موردش گفتم، اینکه من به عنوان میکس-انجینیر یه وظیفهای دارم که باید انجامش بدم. در غیر این صورت نمیتونم بگم من میکس-انجینیر هستم یا اصولا میکس و مستر میکنم!

چقدر بستگی به خاص بودن موزیک داره ؟

 ببینید خاص یا غیر خاص بودن موزیکش زیاد مهم نیست حتی 10 تا موزیک «عاشقانه» هم توان این رو دارن که حس و حال متفاوتی داشته باشن. این نیست که یه موزیک عاشقانهی آرام حتماً حتماً باید یه میکس خاص داشته باشه. چیزی که سعی میکنم به دوستانم همیشه بگم. به همکارانم توضیح بدم که تکرار کافیه! لازم نیست که این موزیک شما حتما شبیه موزیکی که توی ذهنتون هست (الگویی که چندین سال هست دارند پیروی میکنند) باشه! اجازه بدید کمی تفاوت داشته باشه.مثلا این موزیک عاشقانهی اسلو میتونه "من و بارون" بابک جهانبخش باشه، یا میتونه " لحظه " احسان خواجه امیری باشه که یه جور فضا داره و من با اینکه خودم میکسش نکردم ولی خیلی دوستش دارم. میتونه " ای دل " باشه که باز یه فضای دیگه از عاشقانههای بابک جهانبخش هست. شاید " بخند " محسن یگانه باشه. شاید حتی "من انتخاب شدم " سیامک عباسی باشه که کاملا از نظر فضای ساز با اینها که گفتم فرق میکنه. میتونه یکی از قطعات عاشقانه و اسلو گروه چارتار " عاشقانه تنهاست"  باشه که اصلا یه «داستان» دیگهای هست.تمام اینا همشون موزیک آرام و عاشقانهس که حس هاشون مختلفه و باید مختلف میکس بشه. نباید میکس انجینیر خنثی باشه نسبت به حس موزیک . . . نمیشه مثل ماشین فقط طبق دستور و کتاب رفت جلو و میکس کرد. برای هر کدوم از اینها باید برنامه ریزی داشت. اینطور نیست که شما بدون توجه به داستانی که داره بیان میشه، میکس کنید. به نظر من منطقی نیست. بخصوص وقتی شنونده ایرانی مخاطب هست که بسیار ترانه براش مهمه.

 خوب چطوری انتخاب می کنی که چه فضایی برای چه موزیکی مناسبه ؟

 این انتخاب یه حس درونیه و نمیشه به راحتی توضیحش داد. شما چطور میتونید حس خودتون رو از یه آهنگ توضیح بدید؟ واقعا کار مشکلی هست. من وقتی یک موزیک رو گوش میکنم یه حسی از اون موزیک بهم منتقل میشه. یک کاری رو برای اینکه میکس کنم معمولا 2 - 3 بار آهنگ از اول تا آخر پخش میشه، تو این چند بار گوش کردنه یه چیزی پیدا می کنم یه حسی که حالا میشه گفت خیلی شخصیه ... این دیگه یه چیزیه که باید ببینی اون لحظه چه اتفاقی میافته. اتفاق خوبِ خوبِ اینه که تنظیم کننده و میکس کننده یه حسِ مشترک داشته باشن.

 با کدوم یکی از تنظیم کننده هایی که کار کردی این اتفاق خوبِ افتاده ؟

خوب خیلی این اتفاق افتاده ولی از اینجا شروع میکنم چون تازه اتفاق افتاده! حس تنظیم های گروه چارتار که یه کار گروهی هست و " آیین احمدیفر" انجامشون میده، خیلی بهم نزدیکه ، وقتی کار رو برای من پخش میکنند، اونجوریه که من دوست دارم و وقتی کار و میکس می کنم و تحویل میدم همونی میشه که اون ها میخواستند و اتفاقا همه بچههای گروه دوست داشتن. هومن نامداری عزیزم که همیشه منتظر هستم فرصت پیش بیاد تا بشینیم و کار میکس کنیم در کنار هم. این اواخر وقتی مشغول ترکهای آلبوم مهدی یراحی بودیم کلی اتفاقهای خوب افتاد! اون اتفاقهایی که گفتم ایدهآل هست بین تنظیم کننده و من که میکس میکنم کار رو. کوشان حداد که هم به لحاظ کاری هم به لحاظ دوستی قدیمیای که داریم تو همکاریهای مشترکمون یه اتفاقای جالبی میوفته مثلا من یه کاری رو انجام میدم که وقتی کوشان میبینه خندش میگیره و میگه دقیقا همون کاری رو کردی که میخواستم بگم انجام بدی. با آرون حسینی هم نتیجههای خوبی گرفتیم. آرون تنظیمهاش جوری هست که خیلی دوست دارم. وقتی شروع میکنیم میدونیم باید به کجا برسیم و طبق اون میریم جلو و شده که از یه صبح تا ظهر جمعه افتاده و نتیجه هم بسیار بسیار عالی شده. دیگه ... اشکان آبرون رو خیلی دوست دارم هم خودش رو و هم تنظیم هاشو. سینا حجازی هم بخاطر سبکش که من خیلی دوست دارم و اخلاقش موقع کار اتفاقهای خوبی میافته. میشه گفت توی هر کار یه پله پیشرفت میکنیم. هم من توجهام به یه نکته خاص بیشتر میشه و هم سینا برای کار بعدیش سعی میکنه کمبود هارو جبران کنه. دوست خوبم سعید شمس که بسیار با سلیقه هست و میکس کردن کارهاش بسیار لذت بخشه. بخوام بگم خیلیها هستن حالا من این چند نفر رو گفتم حداقل 10 نفر دیگه رو می تونم بگم که خیلی به هم نزدیکیم. 

سیامک عباسی چطور ؟

سیامک هم آره بهم نزدیکیم، هیچ وقت به این مشکل نمیخوریم که مجبور شیم مسیر و برگردیم از اول. از طرفی هم سیامک اعتماد میکنه به من. این اعتماد اگه باشه همه چیز حل میشه! ضمن اینکه سیامک خودش از نظر فنی به میکس آشناست، موقع کار هم این باعث میشه که زودتر نتیجه بگیریم.

 شده تا حالا به این مشکل برخورد کنی که به خاطر عدم حس مشترک مجبور بشی مسیر رو از اول طی کنی ؟

 زیاد ... یعنی انقدر شدید بوده که یه جاهایی مجبور شدم کار رو کنسل کنم و بگم خوب ما از نظر سلیقه کاری بهم نمی خوریم، نه اینکه دعوا بشه! ولی گفتم خوب اگه بخوایم ادامه بدیم حاصلش نه اون چیزی میشه که تو می خوای نه اون چیزی که من خودم راضی باشم برای همین بهتره کار نکنیم. صرفا انجامش یعنی اینکه من از شما پول بگیرم و بهتون چیزی رو تحویل بدم که خودمم راضی نیستم! این جور کار کردن رو نمیپسندم

آرش شما جزء معدود هنرمندایی هستی که وقتی نظرت رو می خوان یا ازت می خوان که یه کسی رو برای کار معرفی کنی خیلی راحت به دیگران کمک می کنی، پل ارتباطی ایجاد می کنی برای دیگران و اصولا نمی خوای هه کارا رو خودت انجام بدی . چرا این کار رو میکنی؟

 چرا اینکار رو نکنم واقعاً ؟ فکر کنم برعکس سوال کردین.

چرا تو یه برهه زمانی که کسی این کار رو انجام نمی ده تو  این کار رو انجام میدی ؟ چه منطقی پشت این کارت هست ؟

خوب همه کار رو که من نمی تونم انجام بدم بلدم نیستم! وقتی قراره شما یه کاری رو رکورد بکنی و من این کار رو خوب بلد نیستم چه دلیلی داره که وقتی توان انجامش رو ندارم اصرار کنم بیای پیش من؟ چون این کار وقتی زیاد هم تکرار بشه وجهه و شخصیت کاری من رو هم به مرور زیر سوال می بره. وقتی من کاری که توی تخصصم نیست رو بخوام انجام بدم قطعا یه جایی کار رو خراب می کنم و اینجوری وجههی کار تخصصیم هم جلوی دیگران زیر سوال میره بعدم اینکه من دوستان خیلی خوب حرفهای تو موزیک دارم که باید ازشون استفاده کنم چرا نکنم؟ مثلا وقتی رامین مظاهری هست و میدونم خیلی پرفکت رکورد میکنه و استودیوی خوب داره چرا اصرار کنم خودم این کارو انجام بدم؟ من خیلی دوست دارم که نتیجه خوب در بیاد خیلی دنبال این نیستم که اسمم پای همه عنوانها بخوره و خودمونی بگم همه اعتبار هارو رو خودم بگیرم. به نظرم هر کس باید کار خودش و انجام بده و واقعا از دیگران کمک بگیره. من الان تنها کاری که می کنم میکس و مستر هست، حتی رکورد و ادیت و تیون وکال هم قبول نمیکنم! در حالی که کارای دیگه هم میتونم بکنم ولی اصرار میکنم که من کار دیگهای انجام نمیدم مگر اینکه دیگه طرف خیلی علاقه داشته باشه به این که من مثلاً خودم وکالش رو رکورد کنم. که تازه دوستان زیادی هستن که تصدیق میکنن که باز هم من در نهایت کار رو به دست کار دانش میسپارم! آدمهای موفق رو هم اگر دقت کنید "هر کاری " رو خودشون انجام نمیدن‌.

آرش با اینکه اسمت رو خیلیا میشناسن چهرت رو رو معمولا نمی شناسن این ناراحتت نمی کنه تو برخوردهای روزمره ؟

نه. آخه ببین من قرار نیست چهرهام شناخته بشه و اصلا این حرفه طوری نیست که چهره رو بشناسونه. من اگه میخواستم همه من و ببینن و بشناسن باید میرفتم خواننده میشدم یا مثلاً هنرپیشه. بعدم به نظرم شناخته شدن وقتی قشنگتره که آدم رو با کارش بشناسن. مثلا اگر با همین دوستایی که من دارم همین آدمهایی که گفتم خیلی بهشون نزدیکم و راحت ارتباط برقرار می کنم توی یک جمع باشیم و شخص جدیدی خارج از دنیای موسیقی بیاد وارد این جمع بشه، فکر میکنه این آدمها نماینده یه شرکت یا کارمند بانک یا مثلا معلم فیزیک هستن از نظر شغلی که روابط دوستانشون بخاطر هم دانشگایی بودن یا دوستان دوران بچگیبودن هست! ولی نمیتونه حدس بزنه کارمون چیه، ولی کافیه یکی از این دوستان بره بشینه پشت پیانو و یکی از آهنگ هاشو اجرا کنه! یا سازش رو بنوازه یا شروع کنه در مورد کارش صحبت کردن! تازه اینجاست که شناخته شدن اون چهره و تاثیری که روی ذهن شخص جدید ایجاد میشه بسیار بسیار جذاب و عمیق هست! این مدل شناخته شدن به نظرم خیلی قشنگتره تا اینکه از طرف فقط یه اسم بدونن و کسی ندونه پشت اون اسم چه خبره، برای همین من هم ترجیح میدم اگر هم قراره شناخته بشم با کارم شناخته بشم .

از همکاری با محسن یگانه چه خبر؟

ماشالا در مورد کار با محسن همه می دونن ( خنده)

خوب این بر میگرده به شخصیت محسن که شلوغ و خودمونیه . البته این شخصیتش رو دوست داشتنی می کنه

آره دقیقا محسن خیلی خودمونیه، و شلوغیش باحاله ... نمیتونه به هزار تا چیز همزمان فکر نکنه . . . نمیشه! (خنده)  من حدس میزنم محسن یگانه همونطوری که 10 سال پیش بوده الان هم همونطوره شاید 10 سال دیگه هم همینطوری باشه. فاز خودش و داره، تفریحات خودش رو داره دنبال سرگرمیهای خودش هست که بخشیش کاملا شبیه به سرگرمیهای منه. شاید به همین دلیل ارتباطمون خیلی زود شکل گرفت من الان خیلی راحت میتونم حدس بزنم صبح که از خواب پا میشه به چه سایتهایی سر میزنه یا دنبال چه چیزهاییه.

راحتی توی کار کردن با محسن ؟

آره ... همین راحت بودنش هم توی کار حس میشه. منظورش رو خیلی راحت میگه و نظرشو میگه. از مدل کسانی هم هست که اعتماد میکنه و شاید واقعا تنها چیزی که در موردش باهم همفکری میکنیم، میکس وکالش هست و نظرش رو درمورد جنس صدای خودش میگه و من انجام میدم. توی کار «خستم» به این دلیل که تنظیم خودش بود، جدا از وکال سر موزیک هم همفکری داشتیم که من شخصا از نتیجه بسیار راضی هستم.

همکاری با بابک جهانبخش چطوره ؟

بابک خیلی خوبه من خیلی دوستش دارم این البوم سومیه که داریم همکاری می کنیم با هم. چند روز پیش که مشغول کار رو آلبوم بعدی بودیم روی کاغذ یک سری اسم نوشت . . . دیدم تا حالا ۱۷ تا ترک براش میکس کردم . . . این عدد کمی نیست! این مدت همکاری نشون دهنده یه چیز خوبه . . . یه دوستی و همکاری خیلی با ارزش 

تو تیم کاری بابک رفتی کلاً دیگه ؟

آره یه جورایی .

 تا حالا به مشکل خاصی با هم نخوردین یه جوری که مثلا بخواین از هم شاکی بشین ؟ ( هر چند بابک کلا هم آدمی نیست که خیلی شاکی بشه ) ؟

نه ، راست میگی بابک کلا آدم شاکیای نیست، بابک فقط نگرانه که کار حتماً درست انجام بشه و این خیلی خوبه. در واقع خیلی روی کارش حساسه و براش مهمه کاری که می خواد به مخاطب ارائه بده همیشه یه پله بالاتر از کار قبلی باشه. البته این رو خودش میگه که این حساسیته گاهی خیلی اذیتش میکنه تازگیا هم میگه میخواد انقدر حساس نباشه. ولی نمیشه ... مثل خوده منه منم خیلی حساسم که کار به بهترین شکل انجام بشه برای همین انقدر راحت با هم کار میکنیم .

 می شه گفت یکی از دلایل موفقیتش همین حساسیت بالاشه ؟

قطعا بله ، همینطوریه ... من چون خودمم همینطورم کاملا درک می کنم . بابک هیچ وقت نمی خواد به اون حد خوبه قناعت کنه، همیشه می خواد از اون چیزی که هست بهتر باشه . الان مثلا برای آلبوم جدیدش خیلی خیلی خیلی حساسه که هر چیزی که بهتر از "من و بارون " باشه. کاملا تلاش می کنه قبلیا رو بهترش کنه و رو به پیشرفت باشه ولی خوب با حفظ استایل اینکه کلا یه چیزه دیگه نشه و این کار خیلی سختی هم هست که من فکر می کنم بابک توش موفق عمل کرده .

خودت بشتر چه کارهایی و دوست داری میکس کنی ؟

کارهایی که سر و صداهاش یک کم متفاوت با سر و صداهای معمول باشه. اگه موزیک آرام هست یه چیز جدید نسبت به روال عادی و جا افتادهی موزیک آروم ایرونی داشته باشه. نه اینکه تنظیم کننده یه درام خیلی ساده و معمولی آماده کنه، یه گیتار رکورد بشه، بعد استرینگ روش رکورد بشه و خواننده هم یه ترانه تکراری " کجایی ، دوستت دارم برگرد " بخونه با یه ملودیه خیلی خیلی عادی مثل همهی کارایی که داریم میبینم هر رو داره تکرار میشه. ولی وقتی همین گیتار میاد با یک پترن ساده اما جدید درامز توی کارهای ایرانی ترکیب میشه و کنارش یه کیتار باس اضافه میشه و سبکش یه کم رو به موسیقی دهه ۸۰ میره واقعا دوست دارم اون کار رو میکس کنم. در صورتی که ممکنه هر دو تا کار رو فیروز ویسانلوی عزیزم اجرا کرده باشه، یا مثلا هر دو رو بابک ریاحی پور باس زده باشه. اما این کجا و آن کجا! ولی کلا کارایی رو دوست دارم که تکراری نباشه وقتی می شنویش بگی چه کاره جدیدیه ، کارای اینطوری رو خیلی دوست دارم، کارای تکراری هم به هر حال هست و نمیشه نباشه ... اما هروقت یه ایدهی جدید توی کار بشنوم، مسیر جدید ببینم، نگرش جدید ببینم بسیار به میکس اون کار علاقهمند میشم. آرزو میکنم آدمهایی که همین چند دقیقه قبل در موردشون صحبت کردیم روز به روز توی موسیقی ایران بیشتر بشن . . .

 آرش جان مرسی که این همه وقتتو در اختیار ما گذاشتی به عنوان صحبت پایانی اگه حرف خاصی مد نظرت هست که دوست داری بگی خوشحال می شیم بشنویم .

نه فقط ممنونم که سمت بحث های حاشیه ای نرفتین و امیدوارم حاصل تلاشتون بتونه نقش مفیدی تو پیشرفت موسیقی  داشته باشه

 

پارت اول مصاحبه با آرش پاکزاد

 

بک استیج - سالومه گلمکانی : آرش پاکزاد آدم بی حاشیه ، آروم و دوست داشتنی ایه ، به شدت از اینکه وارد مسائل حاشیه ساز بشه پرهیز می کنه اولین مصاحبه مطبوعاتیش رو به شرطی با سایت بک استیج انجام داد که حاشیه سازی نکنیم . مصاحبه کردن با آرش انقدر دلنشین بود که زمان رو یادمون بره البته ما هم خوش قولی کردیم و یه مصاحبه کاملا تخصصی انجام دادیم حاصل 2 ساعت گپ و گفت ما با آرش انقدر پربار بود که نمی شد هیچ جاشو نادیده گرفت و حذف کرد به همین دلیل تصمیم گرفتیم این مصاحبه رو توی دو پارت بزاریم روی سایت ...

در زیر قسمت اول این مصاحبه را می خوانید :

امین رستمی و آلبوم شِش

بک استیج - سالومه گلمکانی : امین رستمی یک خواننده بی حاشیه ، متین و موقر و کاملاً  حرفه ایست ، با توجه به اینکه موقعیت خیلی مناسبی هم نبود برای مصاحبه  به لحاظ زمانی ولی امین رستمی  از سر صبر و حوصله به همه سوالات من جواب داد ، آنچه بیشتر این مصاحبه رو برای شخص من دلنشین میکرد آرامشی بود که  در تمام طول این گفتگوی دوستانه  در کلام خواننده آلبوم شِش موج می زد.

آنچه می خوانید حاصل گپ و گفت من و امین رستمی است پیرامون آلبوم آلبوم شِش و برنامه های آینده ی کاری اش :

آقای رستمی اول یه بیوگرافی کاری از خودتون برامون بگید ! اینکه موسیقی رو از کی شروع کردید ؟

- موسیقی رو از سال 77 شروع کردم ولی از سال 82-83 اولین ملودی هامو نوشتم ، اولین آهنگ هایی که مال خودم بود رو نوشتم و در واقع به طور جدی تر و به طور حرفه ای  از سال 82 - 83 شروع کردم به فعالیت .

چرا انقدر فاصله بین آلبوم اول و دومتون بود ؟

- مشکل از خودم بود ، در واقع کم کار شده بودم یه مقدار

حساسیت و وسواس هم بود  ؟

- آره ، بیشترش حساسیت بود ... یعنی دلم نمی خواست یه کاری ارائه بدم صرف اینکه فاصله نیفته ، این حساسیتِ باعث شده بود یه مقداری از اون کاری باید انجام بدم دور بیفتم .

ولی کم کار نبودید ، تک تِرک های زیادی ازتون پخش شد

- نه زیادم نبود 5 تاتِرک ، حالا  5  تا یا 6 تا دونه تک آهنگ  بوده ، فکر نمی کنم بیشتر بوده باشه حالا دقیقاً حضور ذهن ندارم ولی نهایتاً همون 5 - 6 تا بیشتر نبود آهنگ هایی که بین دوتا آلبوم پخش شد .

ولی کارایی بود که بین مردم جا افتاد و بازتاب خوبی داشت و مردم دوست داشتن این کار ها رو !

- خدا رو شکر... بله ، در حد خودشون فکر می کنم بازتاب خوبی داشته

مخصوصاً تِرک " انقد تو رو دوست دارم " که فکر می کنم دیگه همه شنیدنش انقدر همه گیر شد

- بله اون آهنگ قرار بود تو آلبوم اول باشه ولی بخاطر اینکه خیلی زمان مون رو از دست داده بودیم دیگه آقای علمشاهی مدیر محترم شرکت آوای نکیسا دیگه قبول نکردن که این کار رو اضافه کنیم به آلبوم به خاطر همین که زمان رو از دست ندیم وگرنه اون جزو کارای آلبوم اول بود .

از بازتاب آلبوم "شِش" راضی بودید ؟ فکر کنم الان دیگه زمان مناسبی باشه برای بازتاب گرفتن  ...

- به نظرم هنوزم جا داره تا آلبوم شنیده بشه چو از آلبوم باید حداقل 3 - 4 ماه بگذره چون مردم ما اون رسانه ای که بینشون بیشترین بُرد و داره نه اینترنته ، نه اینکه برن سی دی  رو بخرن ، بلکه تبلیغات دهان به دهان ِ ... می دونید چی می گم ؟ یعنی شما یک موزیک و میشنوید بعد به دوستت به فامیلت هم پیشنهاد میدید که کار و بشنوه فکر می کنم 3 - 4 ماه زمان مناسب تریه ، ولی فیدبکی که از آلبومم گرفتم خیلی خوب بود ؛ شکر خدا  از اون چیزی که فکر می کردم بهتر بود واقعاً .

قراردادتون با آقای حسین خانی بلند مدته ؟

- نه همین یه دونه آلبومه

برنامه کنسرت هاتون به چه صورته ؟

- من فکر می کنم همکاریم با آقای حسین خانی ادامه دار باشه ، برنامه ی کنسرت ها رو هم داریم با خود آقای حسین خانی هماهنگ می کنیم ، فکر می کنم شهریور ماه دیگه به امید خدا اولین اجرام  باشه .

یعنی الان گروه ارکسترتون رو هم بستین ؟

- بله ، بله ... تمریناتمون هم از هفته ی آینده دیگه شروع میشه و فکر می کنم ظرف مدت یک ماه تا 40 روز بتونیم گروه رو کامل جمع و جور کنیم که آماده ی اجرا باشیم انشاالله

رهبر ارکسترتون به عهده ی چه کسی هستن ؟

- آقای کارن زیاری

آقای رستمی نقش کوشان حداد تو آلبوم شِش چی بود ؟

- آقای کوشان حداد نقش خیلی پررنگی تو آلبوم داشتن و کلاً به نظرم یکی از اتفاقای خوبی که برای من افتاد آشنایی با 2 نفر بود توی این آلبوم یکی کوشان حداد، یکی فرید احمدی این دوتا آدم خیلی آدمهای حرفه ای و خیلی آدمهای کار بلد هر کدوم تو رشته های خودشون و خیلی دلسوز و کوشان حداد جدای از اینکه آهنگ بارون رو برای من تنظیم کرد تو آهنگ های دیگه هم خیلی به من کمک کرد .

پس چرا اسم کوشان حداد به عنوان تنظیم کننده نخورده ؟

- عرضم به حضورتون که ما با کوشان آخرای آلبوم ، تقریباً 4 - 5 ماه آخر آلبوم خیلی با هم کانکت شدیم و قرار شد که با هم همکاری گسترده تری داشته باشیم ، بعد تو فُرم اولیه که ما به ارشاد داده بودیم اسم کوشان نبود ، بعد اگه می خواستم اسم کوشان و بدم باید از پروسه های حراستی ارشاد می گذشت و زمان گیر می شد و پخش آلبوم حداقل 2 ماه به تاخیر می افتاد برای همین صحبت کردم با کوشان و هماهنگ کردم  ازش اجازه گرفتم که اسمش رو نزنیم و کوشان هیچ مشکلی نداره تو ارشاد فقط چون باید اون پروسه ها رو طی می کرد و زمان زیادی می برد کارهای اداریش من اسم "کوشان حداد" و "امیر ارجینی" و مسیح حمیدی و یه تعدادی از نوازنده های دیگه مثل پیام طونی (ویلون ) یاشار خسروی ( ساکسیفون ) اینا رو نتونستیم اسم هاشون رو بزنیم تو آلبوم

ترانه ی قطعه ی "خداحافظ تو" از آقای ارجینی بوده ؟

- بله "خداحافظِ تو " ترانه ی آقای ارجینی بود

این دوستان هیچ کدوم مشکل ممنوع الکاری که نداشتن ؟

- نه ، اصلاً ... اصلاً هیچ کدوم از بچه ها هیچ مشکلی تو ارشاد نداشتن و دلیلش خیلی روشن دقیقا همون بود که خدمتتون عرض کردم . فقط چون زمان رو از دست می دادیم ترجیح دادیم اسم این بچه ها رو نزنیم تو اینسرت آلبوم و با تک تک بچه ها صحبت کردم قبل از اینکه لیبلمون رو بدم واسه چاپ و ازشوناجازه گرفتم همگیشون راضی بودن و مطمئن باشید اگه حتی یک نفر از این بچه ها ناراضی بود و اصرار داشت که حتما اسمش بخوره توآلبوم یقین بدونین که من صبر می کردم تا این پروسه ها طی بشه چون اعتقاد دارم توی آلبوم باید رضایت همه توش حاصل بشه  

خودتون کدوم تِرک رو دوست داشتید تو آلبوم ؟

- توی آلبوم من تِرک " بی هوا " رو خیلی دوست دارم هنوز هم .

الان به نسبت آلبوم اولتون که پخش شده از آلبوم " یاد چشمات " راضی تر بودید یا آلبوم " شِش " ؟

- والا هیچ وقت رضایت کامل نداشتم از هیچ کدوم آلبوم هایی که تا حالا کار کردم چون وقتی آدم خیلی درگیر آلبوم میشه یه سری چیزا رو از دست میده ، نگاه دورش رو نسبت به کارش از دست می ده انقدر درگیر جزئیات می شه که نمی تونه نگاه از بالایی داشته باشه به کار خودش مثل یه مخاطب عام ولی در مجموع از آلبوم دوم راضی ترم به نظرم خیلی حرفه ای تره  به نظرم ، من اینطوری احساس می کنم ، آلبوم اولم شاید خیلی صمیمی تر با مخاطب ارتباط برقرار می کرد ولی آلبوم دوم فکر می کنم خیلی حرفه ای تر بود .

خودتون فکر می کنید مردم شما رو با کدوم آهنگتون می شناسن بیشتر ؟

- من فکر می کنم با " دلم گرفته " و بعدش " انقد تو رو دوست دارم " شاید ...

یه سری کارها هم بوده شما دو نفری با خواننده های دیگه اجرا کردین از این حالا همکاری هایی این مدلی که داشتین راضی بودین ؟

- نه  ، نه راضی نبودم و دیگه هم کار دو صدایی نمی خونم هیچ وقت ، البته یک کاری خوندم که که مال قبلاً بوده قراردادش در واقع مال دو سال پیشِ ولی ممکنه به تازگی منتشر بشه ... البته ممکنه ... ولی جزو کارای قبلی بوده ، در هر حال دیگه فکر نمی کنم که بخوام با هیچ کسی آهنگی دو صدائی بخونم هیچ وقت .

اگه صلاح می دونید بگید که این کار رو با کی خوندین ؟

- والا یه خواننده ی ناشناسه ، اسمش هنوز شنیده نشده ، آلبومش هم هنوز منتشر نشده ترجیح میدم نگم اسمشو .

این آهنگ "حسم کن" حال و هوای تنظیمش خیلی شبیه به استایل کارای کوشان حداد هست ،یه جاهایی یه صحبتهایی شنیدم که این کار تنظیم کوشان بوده که به اسم بهزاد عبداللهی خورده تو آلبوم . آیا این صحبتها صحت داره ؟

- عرضم به حضورتون که این خیلی سوال جالبی بود اتفاقاً ، چون کوشان کلاً مخالف بود که این آهنگ رو بخوایم تو این سبک تنظیم کنیم و در واقع این تنها کاری بود که تا لحظه ی آخری هم که آلبوم منتشر شد کوشان نشنیده بودش چون این تِرک آخر بود بعد اومد تِرک یک آلبوم شد بنا به دلایلی .

اتفاقا خیلی هم کار خوبی بود ...

- خواهش می کنم ، لطف دارید ، ولی نه اصلاً اینجوری نیست ، توانایی های بهزاد عبداللهی خیلی زیاده و از این تنظیم کننده قبلاً شنیدین و در آینده هم قطعا بیشتر خواهید شنید .

حرفتون درسته من می شناسم آقای عبداللهی رو و با توانایی هاشون تو زمینه تنظیم آشنایی کامل دارم ولی چون سبک کار خیلی شبیه به تنظیم های کوشان بوده همچین سوءتفاهمی ایجاد کرده

- ببینید این ریتم های الکترو هاوس پروگرسیوه  ، و اصلاً منحصر به کسی نیست و تو تمام دنیا داره استفاده و تولید می شه . ولی چون تو ایران تنها کسی که اصولی کار می کنه این استایل رو و کاراش بیشترشنیده شده کوشان حداد هست بخاطر همین هرکس این مدلی کار می کنه فکر می کنن کاره کوشانِ در صورتی که کوشان شاید حدود یکسال پیش این استایل بیشتر میزد الان دیگه فکر می کنم کوشان به درست کردن فضاهای جدید فکر می کنه چون فوق العاده آدم باهوشیه و خودش رو تکرار نمی کنه .

بسیار هم عالی ... حالا به غیر از کنسرت یعنی یه جورایی تا زمان کنسرت تک آهنگ جدید یا برنامه ی خاصی دارید ؟

- بله 2 تا تک ترک دارم که یک دونه  رو انتخاب می کنم و خیلی زود شاید تا 10 روز آینده انشاالله منتشر بکنم  ، چون چند تا از تِرک هام توی آلبوم تکراری بود دوست دارم با این تک آهنگ ها تکراری بودن اون کارها رو برای مخاطبینم جبران کنم .

آقای رستمی واقعا ممنونم که وقتتون رو در اختیار ما قرار دادین  به عنوان حرف پایانی اگه صحبت خاصی دارید بفرمایید ؟

- خواهش می کنم ، نه ... فقط خیلی ممنونم از همه ی کسانی که رفتن سی دی رو اورجینال خریدن و واقعا خیلی ها بودن که آلبوم شِش کلاً اولین آلبومی بود که به صورت اورجینال می خریدن و این واقعا واسه ی من خیلی باعث افتخاره ، چون واقعاً این فرهنگ و باید هممون کمک کنیم و جا بندازیم که کسی که داره موسیقی تولید می کنه و مؤلفه اگر حمایت نشه از طرف کسانی که هوادارن انگیزه ای برای کار کردن نخواهد داشت چون هواداری فقط این نیست که بگیم من فلانی رو دوست دارم ، عاشق صداشم و ... هواداری یعنی اینکه واقعا با خرید سی دی اورجینال حمایت کنیم از هنرمند مورد علاقمون ، چون تهیه کننده این هزینه ای که کرده واسه آلبوم من یا هرکس دیگه ای اگر بهش برنگرده انگیزه و انرژی نمی مونه واسش که بخواد رو کارای بعدی سرمایه گذاری بکنه و این بِرند مُرده ی موسیقی ما از اینم حالش بدتر می شه و باز هم یکبار دیگه تشکر می کنم از همه ی اونایی که آلبوم رو اورجینال خریدن حالا چه به صورت خرید اینترنتی چه خریدن سی دی های اورجینال .

تیم بک استیج آرزوی موفقیت روز افزون را برای آقای امین رستمی دارد .

"اختصاصی بک استیج "

گپ و گفت با گروه ...

 

  سالومه گلمکانی : برای پیگیری یه سری مسائل کاری مهمان دفتر پیام هوشمند بودم و پیام مشغول تنظیم یک کار

 فوق العاده تاثیر گذار بود از اونجایی که همیشه این نوع موسیقی ها ته ذهنم رو بدجوری قلقلک میده پیگیر شدم که ببینم خواننده ی

 کار کیه ... پیام گفت دو تا از دوستای خوبم به نام محمد و امیر اسماعیل پور گروهی به نام " کوکه " تشکیل داند که این آهنگ رو

 این دوستان اجرا کردن .

 با شنیدن اسم خاص گروه موضوع برام جالب تر شد و مشتاق تر شدم که گپ و گفتی داشته باشم با این برادران هنرمند ولی

 ظاهراً این دوستان علاقه ی شدیدی به سکرت بودن و یا به قول ما مطبوعاتی ها چراغ خاموش حرکت کردن داشتن .

 به هر حال پیگیری ها و سماجت های من  نتیجه داد و موفق شدم تماسی داشته باشم با برادران اسماعیل پور و چند دقیقه ای

 گپ و گفتی داشته باشیم پیرامون آلبوم پیش رو ، گروه " کوکه " و کلاٌ فعالیت های هنریشون.

 حاصل گپ دوستانه ی ما رو در زیر می خوانید :

 - : دوستان ضمن تشکر از اینکه وقتتون و در اختیار ما قرار دادید برای شروع یه بیوگرافی مختصر از خودتون بگید

 که خواننده های ما بیشتر با شما آشنا بشوند .

 کوکه : من امیر اسماعیل پور هستم . نوازنده ، آهنگساز تنظیم کننده و خواننده ،

بنده هم محمداسماعیل پور هستم و مثل امیر نوازنده هستم و گهگاهی هم ترانه می گم

- : امیر خان حالا چرا اول نوازنده ؟

کوکه ( امیر اسماعیل پور ) : چون من قبل از هر کاری به نوازندگی علاقه دارم و بیشتر از همه ی کارهای هنری

که انجام میدم نگاه ویژه ای به نوازندگی دارم

 

- : چه سازی رو می نوازید ؟

 

کوکه ( امیر اسماعیل پور ) : من در کنسرواتوار تهران تحصیل کردم ، چندتا ساز و می نوازم ولی ساز تخصصیم

 

گیتار اسپانیش هست ولی ویلون سل و پیانو هم می زنم

 

- : محمد جان شما  هم تو همین زمینه تحصیل کردین ؟

 

کوکه (محمد اسماعیل پور ) : خیر رشته ی تحصیلی من چیزه دیگه ای بوده ولی من  هم گیتار می زنم و گاهی ترانه می گم و

 

آهنگسازی می کنم

 

- : و حالا مشغول جمع آوری آلبوم تون به صورت مجاز هستین ؟

 

کوکه : بله ، دقیقاً

 

- : آلبوم الان تو چه مرحله ای هست ؟

 

کوکه : آلبوم از نظر تولیدی که مراحل پایانی رو طی می کنه و درواقع تو مرحله میکس و مسترینگه

 

و از نظر مجوزی هم مراحل اولیه مجوز رو طی می کنیم تا به امید خدا و مساعدت مسئولین به زودی مجوزهای

 

اصلی رو بگیریم .

 

- : از تیم همکاراتون تو آلبوم برامون بگید ؟

 

کوکه : توی بخش ترانه ها ؛ محمد کاظمی ، عرفان سلیمی ، سهیل احمدی و مژگان امرزی باهامون

 

همکاری کردن ؛ توی بخش تنظیم هم تا اینجا 3 تا کار از پیام هوشمند داریم همکارای دیگمون تو تنظیم ها

 

 علی جافری و مهدی خیرخواهی هستن .

 

- : ملودی ها چطور ؟

 

کوکه ( امیر اسماعیل پور ) : تو این آلبوم همه ملودی هارو خودم ساختم ؛ جز یک قطعه که آقای حمید شجاعی ساختن

 

بقیه ملودی ها همه مال خودمون بوده و خودم ساختم

 

یه سری از دوستان هم توی آلبوم بهمون کمک کردن و برامون ساز زدن ؛ بابک یوسفی کلارینت ،

 

مجید نوروزی ویلون زدن ، علی جافری هم سه تار و دیوان زدن ، خودمم تو آلبوم گیتار زدم

 

- : تیم کاری حرفه ای تون حکایت از مصمم بودنتون تو قدمی که برداشتید داره ! ولی چرا به فکر بستن آلبوم و کار کردن

 

مجاز افتادید ؟

 

کوکه : والا خوب ما قبلا خیلی کار کرده بودم ، برای خیلی ها ساز زده بودیم ولی بنا به یه سری مسائل شخصی خیلی دوست نداشتیم

 

که اسمی ازمون برده بشه و این داستانها . فکر بستن آلبوم هم از خیلی وقت پیش تو ذهنمون بود حتی تقریبا بعضی از ملودی ها مال

 

5- 6 سال پیشه  . جالبه بدونید که گروهمون اول 3 نفره بود ولی برای یکی از دوستانمون یک مشکلی پیش اومده و پارسال

 

از گروه جدا شد ولی خوب قبلا با هم کار کرده بودیم ، ساز زده بودیم و ... ولی استارت آلبوم رو از پارسال زدیم

 

- : پس یعنی گروه " کوکه " قبل از اینکه به فکر بستن آلبوم هم باشید فعالیت می کرد ؟

 

کوکه : بله

 

- : چه انگیزه ای باعث شد که با جدیت به خوانندگی فکر کنید ؟

 

کوکه : چه چیزی ... که والا ما همیشه تکیه موم رو نوازندگی و بعدش آهنگسازی بوده نه اینکه خوانندگی رو

 

دوست نداشته باشیم یا در حیطه ی تخصصیمون نباشه ولی اینکه اوایل خوانندگی برامون جدی باشه نه اینطوری نبود

 

ولی کم کم با کمک بعضی از دوستان و همینطور دوست عزیزمون مون پیمان که الان از گروهمون جدا شده تصمیم گرفتیم که

 

جدی تر به مسئله ی خوانندگی نگاه کنیم و آلبوم مجاز بدیم .

 

- : با شرکت خاصی صحبت کردید برای مجوز و پخش آلبوم یا بصورت شخصی استارت کار ها رو زدید ؟

 

کوکه : حقیقتا ما دوست داشتیم که کارها خیلی سکرت انجام بشه بعد به این مسائل فکر بکنیم و در واقع جایی هم

 

که اولین گفتگو رو در مورد آلبوم انجام دادیم همین سایت شما بوده و دوست نداشتیم فعلاً قضیه اصلا لو بره

 

برای همین فعلا در مورد این مسائل با کسی صحبتی نشده ، البته بودن از سالهای قبل تر دوستانی که مایل بودن سرمایه گذاری کنن

 

و در واقع اسپانسر ما بشن ولی ما بعد مشورت و بررسی هایی که کردیم صلاح بر این دیدیم که فعلا ًموافقتی نکینم باهاشون

 

-: پس با این حساب اسم آلبوم هم حسابی سکرته ؟

 

کوکه : بله ( با خنده )

 

- : یه چیزی که خیلی برام جالب بود اسم گروهتون بو . " کوکه " به چه معنیه ؟

 

کوکه: اتفاقا یه چیزی که دوست داشتیم در موردش صحبت کنیم همین بود " کوکه " در واقع تلفظ  دیلمانی واژه " کوکو "

 

همون پرنده ی " کوکو " هست که در تلفظ منطقه ی دیلمانی به سمت گیلان و اینا میگن " کوکه " که این اسم از طرف دوستان

 

به ما پیشنهاد شد و ما خوشمون اومد و همین اسم رو برای گروه انتخاب کردیم . در فرهنگ ایرانی پرنده ی "کوکو" مظهر غم و

 

اندوه تنهاییه ولی در فرهنگ بعضی ملل دیگه نماد خوشبختی و عمر طولانی و سعادته .

 

- : حالا فضای آلبومتون بیشتر به سمت فرهنگ ایرانی این واژه س یا سبک ها مختلفه ؟

 

کوکه ( امیر اسماعیل پور ) : خیلی نزدیکه به این اسم ، اصلا شخصیت خود من یکمی خجالتی و بعضی وقتا گوشه گیرم و سبکی هم

 

دوست دارم و اغلب روش تکیه دارم و کار می کنم سبک اسلو هست و تخصص من بیشتر رو این نوع کاراس

 

- : با توجه به اینکه الان سبک ترنس بازار رو تقریبا قبضه کرده فکر می کنید موفقیتتون تو این آلبوم چند درصده؟

 

اسماعیل پور : نه اینکه نداشته باشیم اصلا کارای ترنس یا حتی 8*6 تو آلبوم ولی خود من بیشتر رو این سبک تاکید دارم

 

و عقیده م اینه که اون چیزی که واقعا تو دلمه ارائه بدم و قصد ندارم حالا بیام 4 تا کار بدم بترکونم تموم شه برم ، نه یه پروسه

 

طولانی مدت داریم که بتونیم خودمون و ثابت بکنیم و اون چیزی که واقعا توی قلبمونه و بهش علاقه داریم و با بهترین کوالیتی

 

به دیگران انتفال بدیم .

 

 - : پس به قصد ماندگار شدن وارد این عرصه شدین ؟

 

اسماعیل پور : بله دقیقا همینطوره

 

- : بسیار هم عالی ولی معمولا قطعات خوب و حسی که ماندگار شدن قطعاتی بودن که مردم دیرتر اما عمیق تر باهاشون

 

ارتباط برقرار کردن ، این موضوع در مورد کار های شما هم مصداق پیدا می کنه ؟

 

اسماعیل پور : نه چندان ما کارهامون و طوری اتخاب کردیم که به موقع روی مخاطب اثر بزاره نه اینکه مخاطب بخواد خیلی دیر

 

ارتباط برقرار کنه و یا خیلی دیر خودشو نشون بده . به هر حال این سبکی بود که ما خیلی دوست داشتیم و خیلی هم تلاش کردیم

 

میگم بعضی از کارهایی که داریم تو آلبوم استفاده می کنیم مال 5 - 6 سال پیشه .

 

- : با توجه به اینکه این کارا مال 5- 6 سال پیشه فکر نمی کنید یه کم رن و بوی کهنگی گرفته باشه ؟

 

کوکه : نه ، چون اونجاهایی که لازم بوده ملودی ها رو تغییر دادیم ، تنظیم های جدید و به روز استفاده کردیم ولی تمش همن تمه ، 

 

و من می تونم با قاطعیت بگم که کارها قدیمی نشدن .

 

- : با توجه به اسم گروه از تم های محلی هم استفاده کردین ؟

 

کوکه : تم محلی یا ساز محلی ؟

 

- : تم محلی !

 

کوکه : نه کلا تو ملودی هاتون از تم محلی خاصی استفاده نشده ؟

 

- : ساز محلی خاص طور ؟

 

کوکه : نه ساز محلی هم نداشتیم . پیش تر هم گفتم ساز هایی که تو آلبوم استفاده شده دیوان و سه تار ، کلارینت ، ویلون سل

 

و گیتار بوده که نوازندگی گیتار و ویلون سل تو آلبوم به عهده ی خودم بوده .

 

- : آلبومتون چند قطعه س ؟

 

کوکه : 9 یا 10 قطعه ؛ این که می گیم 9 یا 10 به این دلیله که ما 9 تا کار و آماده کردیم ولی احتمال داره یک تراک دیگه به آلبوم

 

اضافه بشه .

 

- : میکس و مستر آلبوم به عهده چه کسی خواهد بود ؟

 

کوکه : میکس و مستر آلبوم که ترک هایی که پیام هوشمند تنظیم کرده حودش میکس و مستر کرده و باقی کارها رو هم یکی از

 

دوستان همکارمون آقای مهدی خیرخواهی دارن میکس و مستر می کنن .

 

 -: پس با این حساب تیم میکس و مسترینگتون یه جورایی جدید و نو هستن ؟

 

کوکه : بله جدیده .

 

: میشه به کوالیتی کار به اندازه ی کارهایی که قدیم تر های میکس و مستر می کنن امیدوار بود ؟-

 

کوکه : بله 100% یقین داشته باشید با همون کیفیت خواهد بود . اصولا کارهای پیام هوشمند که هیچ وقت جای بحثی توش نیست

 

آقای خیرخواهی هم ایشالاکارها میاد و میبینید که چیزی کم از عزیزان دیگه ندارن تو زمینه میکس و مسترینگ

 

: آلبومتون کی قراره به بازار بیاد ؟-

 

کوکه : بستگی به مجوز داره ، در وقع هر زمانی که مجوزهای رو بگیریم کار رو پخش می کنیم ون آلبوم دیگه تقریبا ً کامل بسته

 

شده .

 

  : یعنی ما الان می تونیم امیدوار باشیم که آلبوم طی 6 - 7 ماهه آینده وارد بازار می شه ؟- 

 

کوکه : انشالله که همینطور باشه .

 

 : دوستان عزیز خیلی ممنون که وقتتون رو در اختیار ما قرار دادید برای حرف پایانی اگه چیزی خاصی مد نظرتون هست-

 

خوشحال می شیم بشنویم ؟

 

کوکه : صحبت خاصی که نیست جز اینکه واقعاً تشکر کنیم از بچه هایی که تو روند این کار کنار ما بودن و کمکمون کردن تو

 

مراحل مختلف این کار از ترانه و تنظیم تا ضبط و غیره خصوصاً پیام هوشمند که به جز بحث تنظیم و اینا تو تمام مراحل این

 

پروسه برادرانه کنار ما بوده و یکی از بهترین دوستانمون در زمینه ی هنری هست و باز هم ازش تشکر می کنم .

 

همینطور از شما و سایت هارمونی هم ممنونیم که انقدر به موقع و دقیق پیگیر بودین در نهایت امیدواریم ماحصل تلاش ما

 

که با همه ی قلب و احساسمون بوده به دل مردم هم بشینه و مردم هم کارا رو دوست داشته باشن .

 

 

 

 

 

 

 

صفحه38 از38

آمار بازدیدکنندگان

531268
TodayToday253
YesterdayYesterday729
This_WeekThis_Week3115
This_MonthThis_Month9062
All_DaysAll_Days531268